صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٥
براى اینکه معلوم شده است که اینها چکارهاند و مسائلشان یک مسائلى است که باور نمىکنند، نمىتوانند بازى بدهند ملتهاى ما را. آنچه که امروز آنها دست به آن زدهاند قضیه ایجاد (به خیال خودشان) تفرقه است، مثلاً مىگویند راه فلان مقام، خط فلان مقام چى است و خط فلان مقام هم مقابل اوست. دو مقامى که هر دو و سایر مقامات همه با هستند و در همه چیزها باهم دوست و برادر هستند و آنها خودشان مىدانند که راهى جز همان که همه دارند ندارند، لکن ساده دلها ممکن است که گاهى باور کنند. راه فلان حوزه چى هست، راه فلان حوزه چى هست، راه فلان آقا چى هست، راه فلان آقا چى هست، راه روحانیون فلان قسمشان چى است، راه فلان قسمشان چى است. خطوط مختلفى آنها عرضه مىکنند و به مردم مىخواهند بباورانند که یک همچو مسائلى هست در ایران و اینها هر کدام یک خط خاصى دارند در صورتى که مساله اینطور نیست، هیچ خطى جز خط اسلام در ایران نیست و همه با هم در یک خط هستند. آقایانى که در ماه محرم و صفر منبر مىروند وظایف زیادى در این ابوابى که ما الان در آن هستیم دارند، یکى همین محکوم کردن این کسانى که یک همچو حرفهایى را مىزنند، که کى خط چه دارد و کى خط چى. باید به مردم گفت که اینها دشمنان شمایند که مىخواهند به شما مطالبى عرضه کنند که شما را از بعضى مقامات یا از همه دلسرد کنند.
امروز همه مقامات با هم هستند، همه روسایى که در کار هستند، همه اینها با هم هستند و همه براى اسلام دلسوزى مىکنند و براى اسلام حرکت مىکنند. خطوط مختلفى ما نداریم در ایران، اینها افترائى است که دشمنهاى ما و ایادى آنها درست مىکنند. بعد از اینکه مایوس شدند از قیام مسلحانه و مایوس شدند از حمله و از راههاى مختلفى که تاکنون اعمال کردند، حالا این هم یک راهى است که پیش گرفتهاند، که حوزه علمیه قم چه مىگوید و حوزه روحانیت مبارز تهران چى مىگوید و روسا، فلان رئیس با چند نفر یک راهى دارند، فلان رئیس با چند نفر راه دیگرى دارند، روحانیین هر جا یک مطلبى دارند، در صورتى که مسائل این نیست. من مىدانم که شما خودتان هم مىدانید این را، لکن ساده دلها ممکن است که باور کنند.
تاریخ یک درس عبرت است براى ما. شما وقتى که تاریخ مشروطیت را بخوانید مىبینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دستهایى آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیمبندى کرد، نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه، علماى خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه، یک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یک دسته بر ضد مشروطه صحبت مىکردند، یک دسته بر ضد استبداد. در هر خانهاى دو تا برادر اگر بودند، مثلاً در بسیارى از جاها این مشروطهاى بود، آن مستبد. و این یک نقشهاى بود که نقشه هم تاثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آنطورى که علماء بزرگ طرحش را ریخته - باشند - بودند، عملى بشود. به آنجا رساندند که آنهایى که مشروطهخواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند، تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل الله نورى در ایران براى خاطر اینکه مىگفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطهاى که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به دار زدند و مردم هم پاى او