صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٦
افروخته شده است و باید به برکت ملتها این آتش فرو بنشیند. باید توجه بکنند به اینکه قدرتهاى بزرگ آنها را براى خودشان مىخواهند. قدرتهاى بزرگ این کسانى که همه چیزشان را تقدیم به آنها مىکنند به نظر سنگ استنجاء نگاه مىکنند که بعد که مطلب تمام شد دورش مىاندازند. اینها نمىفهمند به اینکه خیر آنها را آنها نمىخواهند، آنها خیر خودشان مىخواهند. آن که خیر همه را مىخواهد اسلام است. آن که مىخواهد خیر در دنیا تحقق پیدا کند آن اسلام است و آن مکتب صحیح انبیا، مکتبى که منحرف نشده باشد. از این جهت بازى مىخورند یا براى هواى نفسى که دارند، براى این چند روزى که مىخواهند سلطنت کنند، این چند روزى که مىخواهند امارت کنند، براى این چند روز همه چیز خودشان را از دست مىدهند. نوکرى بىشرافت یک کسى مىکنند تا به ملتهاى خودشان تحمیل کنند و زورگویى کنند و این اشتباهى است که اینها دارند. اگر همه اینها به آغوش اسلام برگردند، اسلام براى همهشان خوب است. و اسلام، هم تربیت باطنى مىکند و هم حفظ مصالح دنیوى را مىکند. اگر اینها همه با ملتهایشان آشتى کنند، این دشمنىاى که اینها با ملتها دارند هیچ کس با کسى ندارد. بالاتر دشمنى این است که ذخایر آنها را به دشمنهاى آنها مىدهند و ابزار کوبنده مخرب را با نفت آنها به اختیار دشمنها قرار مىدهند. این بالاترین دشمنى است که الان بشر مبتلا به آن هست و ملتهاى مظلوم مبتلاى به این هستند و تا ملتها بیدار نشوند و هشیار نشوند کار انجام نمىگیرد.
برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست
لکن ما باید از خودمان شروع کنیم، اگر ما خودمان را اصلاح کنیم قهرا آن مقصدى که ما داریم، در دنیا هم صدور پیدا مىکند، چنانچه پیدا کرده است. اگر خداى نخواسته ما هواهاى نفسانىمان اسباب این بشود که گلهها به شکایتها، شکایتها به مخالفتها برسد، آن روزى است که عزاى همه کشور را باید بگیریم و گناهش گردن ماست که نفسانیت خودمان را زیر پا نگذاشتیم. همه با هم باشید، همه دنیا بر خلاف شما هستند الا بسیار کم. اگر همه شما با هم نباشید و از باطن بپوسید، شک نکنید که بعد از چندى همان مسائل سابق به یک صورت بدترى پیش خواهد آمد. همان اسلام شاهنشاهى دوباره بر مىگردد. آنها مىدانند که باید بگویند اسلام، امریکا هم براى اسلام دلش مىسوزد، اما اسلام امریکایى در زمان شاه هم بود، اسلام امریکایى بود، کسى حق نداشت دخالت در هیچ امرى بکند. اسلام امریکایى این بود که ملاها باید بروند درسشان را بخوانند چکار دارند به سیاست. با صراحت لهجه مىگفتند. از بس تزریق شده بود در این مغزها باورشان آمده بود که باید برویم توى مدرسه درس بخوانیم چکار داریم به اینکه به ملت چه مىگذرد. آن امر مردم، امر حکومت با قیصر است به ما چه ربطى دارد. و یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر براى چى مىآید؟ حضرت صاحب مىآید معصیت را بردارد، ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندىها را براى خاطر خدا