صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤
شاهنشاهى و ستمشاهى بود و ملتى همچون این ملت مظلوم در بند بود؟ و دیدید که با دست خالى و ایثار جان و توان در مدت کوتاهى از بندها رها و ستمگران و دزدان را یا در بند کشیدند و یا بیرون راندند. محرومان و ستمدیدگان تاریخ باید خود برخیزند و انتظار نکشند که ستمکاران آنان را از بند نجات دهند.
اینجانب این مصیبت بزرگ را که بر بیت معظم حکیم وارده شده است و شش تن از فرزندان پیامبر عظیم الشان مظلومان را به دست دژخیمان صدام با آن وضع فجیع و رقت بار به شهادت رساندند، به اجداد بزرگ آنان و به اسلام بزرگ و مسلمانان متعهد جهان و به ملت ایران و عراق تسلیت مىدهم.
باید ملت عراق بدانند که قضیه مربوط به بیت معظم حکیم نیست. اینان که با آن شکنجهها شهید شدند، در راه اسلام عزیز و مصالح ملت عراق به شهادت رسیدند و به لقاءالله در جوار اجداد معظمشان محشورند. لکن مساله مهم، اسلام است که اگر به این ملحد مخالف با لذات با اسلام مهلت داده شود، اسلام بزرگ و ملت عزیز عراق را در زیر چکمه دژخیمان جنایتکارش خرد خواهد کرد و به حرث و نسل ملت عراق بس نخواهد کرد. ارتش عراق که از همان ملت هستند و فرزندان همان آب و خاک هستند تا کى تحمل اینگونه ننگها را که این جنایتکار مىکند، مىنمایند؟ و عجب آن است که خیرخواهان منطقه به گمان خود براى اصلاح بین حزب بعث و دولت ایران دامن به کمر زدهاند و فعالیت مىنمایند، غافل از آنکه اصلاح با این پلنگ تیزدندان، ستمکارى بود بر مستمندان و اسلام و مسلمین و غافل از آنکه این شخص که به واسطه شکست در جنگ و از دست همه چیز خود آنچنان دیوانه شده است که به هیچ قراردادى پایبند نیست و ملت ایران با آنهمه رنج و درد که از این دژخیم دیدهاند به هیچ وجه به اصلاح تن در نمىدهند و اسلام عزیز اجازت نخواهد داد که با اسم اصلاح، به ملتهاى مظلوم، ستمهاى فوق طاقت تحمیل شود.
بار دیگر این مصیبت بزرگ را به همه مسلمانان بخصوص خاندان معظم حکیم و جناب حجت الاسلام آقاى سید محمدباقر حکیم تسلیت عرض مىنمایم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
روح الله الموسوى الخمینى