صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦
اسم بگذاریم رویش که اینها چى مىگویند؟ اینها چه جور جمعیتى هستند؟ بافت مغزى اینها چه جور است؟ این گرفتارىهاست که جمهورى ما در این چند سالى که تحقق پیدا کرده است داشته و مجلس هم داشته و همه دولت و دیگران هم داشتند. اگر چنانچه این گرفتارىهاى مرتفع بشود و دنیا سر عقل بیاید و آن چیزى که واقعیت است بگوید، آن چیزى که واقعیت است تبلیغ بکند، کار ما آسان است.
حالا من نمىدانم که این آقایانى که آمدند و رسیدگى کردند به خرابىهاى ایران و رفتند در عراق هم یک دسته فقط مجروح جنگى را آوردند به آنها نشان دادند که اینها در بین شهرها اینطور شدند لکن خرابىاى نداشتند که نشان بدهند شاید دو تا دیوار هم خراب کردند که نشان بدهند، آیا اینها بعد چه خواهند گفت؟ خواهند گفت که هم ایران خلاف کرده و هم عراق، دیگر هیچ حرف دیگرى نیست؟ که خوب واقعا اینها مىخواهند رسیدگى کنند و مىخواهند بفهمند که اندازه چى بوده، ایران چه کرده، آنها چه کردند؟ در همان وقتى که اینها مشغول رسیدگى بودند، آنها مىزدند ایران را. این دلالت بر این مىکند که آمدند اینها با ما هستند، شما بیخودى خواستید که اینها بیایند حالا ما منتظر این هستیم که ببینیم اینها چه مىکنند و چه خواهند کرد و چه خواهند گفت. امیدوارم که اینها هم به حسب وجدان انسانى عمل بکنند و آنچه که هست گزارش بدهند. بعد هم که گزارش دادند، آنهائى که گزارش را مىگیرند، کارى به این ندارند که امریکا چه نظرى در این مساله دارد و شوروى چه نظرى دارد و فرانسه چه نظرى دارد، به اینها کار نداشته باشند و حکومت واقعى بکنند و آنچه هست به حسب واقع بگویند. ما هیچ توقعى از آنها نداریم الا اینکه آنها همان که هست بگویند.
و من امیدوارم که این مردم در صحنه ما بیشتر در صحنه باشند، از جنگ خسته نشوند. جنگ در اسلام یک امرى بوده است که از آنوقتى که اسلام حکومت پیدا کرد جنگ هم همراهش بود، قبل از آن هم دنبال این بودند که نقشهها را درست کنند، لابد اینطور است. همچو که مدینه آمد رسول خدا و حکومت تشکیل شد، جنگ یا جنگ تحمیلى بود یا هر چى بود در جنگ بود تا آخر عمرش. آن روز هم که به لقاءالله مىخواست پیوند کند، بپیوندد، آن روز هم جیش اسامه اش بیرون شهر بود که مىخواست جنگ بکند. این جنگ یک چیزى است که براى عدالت، جنگ لازم است. اگر مردم عادل باشند که دیگر جنگى در کار نیست، اگر مردم انسان باشند که دیگر جنگى در کار نیست. لکن وقتى که یک دسته، اکثریت مستضعفین پایمال دارند مىشوند، وقتى که تمام حیثیت اسلام و مسلمین در خطر است، وقتى که تمام حیثیت همین ملت ما در خطر است، ما که جنگ را شروع نکردهایم، ما الان هم در حال دفاع هستیم - ما - هر روز تقریباً باید گفت بىاستثناء آبادان تقریبا بىاستثناء هر روز کوبیده مىشود، زاید بر آن هم جاهاى دیگرى که همه مىدانید. ما مىخواهیم که دست اینها کوتاه بشود که به ما اینطور، به ملت ما اینطور تعدى نکنند. ما دفاع داریم مىکنیم و ما از اول هم دلمان مىخواست که جنگى نباشد و همه صلح باشد اما مىپذیرند شما اینکه ما و صدام که دشمن اسلام است، از اول دشمن اسلام بودند، آنوقت که من نجف بودم مىدانستم که اینها دشمن اسلام هستند، همینها را مرحوم آیت الله حکیم تکفیر کرد. اینها مشرکند، ملحدند. شما مىپذیرید که ما با آنها سر یک میز بنشینیم و