صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨
حسب روایات عرضه مىشود به امام وقت، امام زمان سلام الله علیه مراقب ما هستند، مراقب روحانیت هستند که چه مىکنند اینها. امروز که اسلام به دست آنها سپرده شده است و تمام عذرها منقطع شده است، نمىتوانند بگویند نمىتوانستیم، نمىتوانند بگویند نمىدانستیم، نمىتوانند بگویند که رژیم شاهنشاهى ما را نمىگذاشت کارى انجام بدهیم. همه اینها مرتفع شده است و اسلام به دست شما افتاده است، به دست روحانیون در سرتاسر کشور و تحت مراقبت شدید هستید، مراقبت خداى تبارک و تعالى و مراقبت فرشتگانى که مامور این کار هستند. و الله من ورائهم محیط ماه رمضانها مىآید و مىرود و ماهها یکى پس از دیگرى مىروند و عمرها هم مىرود، آنچه که باقى مىماند آن صفحات اعمال شماست که در قلب شما ثبت است و شاید نامه عمل هم همان باشد، قلب شما نسبت به دنیا چه بوده است، دنیا با قلب شما چه کرده است و شما توجهتان به دنیا چه اندازه بوده است. آن روزى که دستتان نمىرسید زاهد و عابد بودید، آن روزى که دست رسید خداى نخواسته عکس او بود؟ مراقبت در کار است. امروز مسوولیت روحانیت و کسانى که در این لباس مقدس هستند، مسوولیتى است که در طول تاریخ بر عهده روحانیت نبوده است. در طول تاریخ از صدر اسلام تاکنون جمعیتهاى روحانیت اینطور حجتى که بر آنها امروز تمام است، حجت بر آنها تمام نبوده است. در طول تاریخ یک همچو فرصتى براى هیچ کشورى پیدا نشده است و اسلام به دست شما سپرده شده است و از شما مىخواهند حفظش را. به دست این ملت سپرده شده است و از این ملت مىخواهند حفظش را، شما در ارشادات، در توجه نداشتن به زرق و برق دنیا مهم توجه قلبى است. داشتن مال، داشتن خانه، داشتن چیز، اینش مهم نیست، مهم این است که قلب انسان را، قلب انسان را اینها تسخیر کنند. اینکه مال اندوزى و ثروت اندوزى مذموم است براى این است که این مال اندوزى و ثروت اندوزى و امثال اینها و زرق و برق دنیا دل انسان را مىکشاند به طرف غیر خدا و از آن ضیافتهاى خدا محروم مىکند. بخواهید دعوت خدا را به ضیافت اجابت کنید و وارد بشوید در ضیافه الله بدون اینکه قلبهاى خودتان را از این دنیا منسلخ کنید امکان ندارد. اولیاء خدا آن چیزى که پیششان مهم بود تهذیب نفس بود و دل کندن از غیرخدا و توجه به خدا. تمام مفاسدى که در عالم واقع مىشود از این توجه به خود است در مقابل توجه به خدا. تمام کمالاتى که براى اولیاء خدا و انبیاء خدا حاصل شده است از این دل کندن از غیر و بستن به اوست و علامات این مسائل در اعمال ماها ظاهر مىشود. علاوه بر اینکه ما مسوولیت خودمان را، مسوولیت شخصى داریم، مسوولیت نوعى هم به عهده ماست، مسوولیت ملت هم به عهده ماست. همانطورى که سوره هود به پیغمبر فرموده است که: فاستقم کما امرت و من تاب معک به شما هم مىگوید که استقامت کنید و از استقامت خودتان مردم را مستقیم کنید. اگر مردم از ما خطا ببینند و اگر چنانچه انصراف پیدا کنند از روحانیت براى خطاهاى بعض از ما، مسوولیت، مسوولیت شخصى نیست، مسوولیت اسلامى است، مسوولیت عمومى است. اگر ما خداى نخواسته با اعمالمان طورى بکنیم که این ملت از ما جدا بشود و این ملت ما را زیر سوال قرار بدهد که شما امروز که دستتان باز است یک نحو دیگر دارید عمل مىکنید و جدا بشود از شما، این مسوولیت اسلام به عهده ماست،