صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٠
واقع بشود، دنبالهاش جنگ جنگ تا پیروزى مىگوید. آن هم جاهاى دیگرى که از دزفول گرفته تا هر جا ملاحظه کنید به مجرد اینکه یک فسادى، در آنجا واقع مىشود و صدام یک جنایتى مىکند دنبالش همه - مردم - در - مىایستند و فریاد مىزنند مرگ بر کى و مرگ بر کى و جنگ جنگ تا پیروزى. اینها مردم نیستند؟ این مردمى که در مساجد و در نمازجمعهها و سرتاسر کشور مجتمعاند و فریادشان بلند است از اینکه جنگ باید کرد و خودشان هم داوطلب الان دارند به طرف جبهه هاروند، اینها مردم ایران نیستند؟ اینها از کره مریخ آمدهاند؟ مردم ایران عبارت از یک دسته هستند که نشستهاند و نه یکىشان رفتهاند به جبهه با اینکه بعضىشان داراى کذا و کذا هستند! فقط مردم ایران اینها هستند که در عین حالى که دارد این کشور به طرف فنا خداى نخواسته مىرود (اگر چنانچه سست بیایند جوانهاى ما) شما چند نفر هستید مردم ایران که مىگویید از جنگ خسته شدهایم؟ شما چه وقت جنگ کردهاید که خسته بشوید؟ شما کدام یکى تان رفته است جبهه تا یک خستگى احساس بکند؟ کدامتان حاضر شده است که آمریکا و شوروى را محکوم کند؟ شما مثل سایر آنهاى دیگرى مىمانید که نشستهاید آنجا و هى اشکالتراشى مىکنید به این ملت. ملت اینها هستند، ملت این مردم کوچه و بازار هستند، این مردم دهات و نمىدانم قصبات و شهرستان ها، اینها هستند که دارند به جنگ کمک مىکنند و به جبههها، پشت جبههها کمک مىکنند و بانوانشان و بچههاشان و بزرگ هایشان و همه شان مشغول خدمت هستند. اینها که خسته نشدهاند. از چى خسته بشوند؟ از اسلام روبرگردانند؟ امروز اگر ما از این جنگ و از این دفاع مقدس، ما جنگ نداریم با کسى، ما دفاع داریم مىکنیم از کشور خودمان. ما باز کشورمان تحت سلطه صدام هست یک مقدارى از آن، مائى که داریم دفاع از اسلام مىکنیم اگر خسته بشویم معنایش این است که ما از قرآن کریم دیگر خسته شده ایم، از اسلام خسته شدهایم. کدام یک از این افرادى که در این کشور هستند الا یک دسته اقلیت فاسد، خسته هستند از این امور؟ این جوانهاى ما مىدانند که اگر خداى نخواسته صدام غلبه پیدا کند به این کشور چه خواهد کرد و با همه چیز مردم چه خواهد کرد. این جوانهاى غیورى که یک همچو احساسى دارند مىنشینند تو خانهشان و مىگویند که خسته شدهایم از جنگ؟ از چى خسته شدهاند؟ از دفاع کشورشان خسته شدهاند؟ از دفاع از اسلام خسته شدهاند؟ از دفاع از نوامیسشان خسته شدهاند؟ یک دسته هم نشستهاند هر کار صحیحى هم بشود آنها مىگویند خراب است. هر خدمتى هم که دولت مىکند آنها مىگویند خراب است. آنها از اول دلشان مىخواهد که وضع، این وضع نباشد، برگردد به آن زمان رفاه نمىدانم چى که جوانها تو قهوه خانه بروند و توى کابارهها بروند و چه بکنند و پیرها هم مجالسى داشته باشند به عیش و نوش. اینها دلشان مىخواهد این بشود و این خواب را نخواهید ترجمهاش را دید. این تعبیر این خواب تعبیر براى شما نخواهد شد.
این ملت یک ملت زنده است، یک ملتى است که دنیا الان رویش حساب مىکند. این ایرانى بود که همسایه هایش هم قبولش نداشتند. این ایرانى بود که فقط با لفظ، با لفظ آقاى آریا مهر یک