صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٣
خارجى کمال ذلت را داشت. این خاصیت اشرافیت، به اصطلاح اشرافیت یک معنائى است که آنها داشتند و خاصیت حکومت رفاه طلبان است که در مقابل سفارتخانه هاى خارجى ذلیل بودند و در مقابل رعیت خودشان و قشر محرومین با کمال قلدرى رفتار مىکردند. از قرارى که من شنیدم همین محمدرضا در اواخر سال جنایاتش وقتى که ایران قیام کرد و آن بساط را و آن نهضت را، انقلاب را بپا کرد و دیدند خارجىها که نمىتوانند این را دیگر اینجا نگه دارند، دیگر این عروسک به درد نمىخورد گفتند (از بعضى اشخاصى که نقل کردند که از خود آنها بودند و حاضر قضیه بودند) که وقتى از طرف آمریکا با او آمدند و گفتند که شما باید دیگر بروید، او همانطور که نشسته بود یک قلم دستش بود لرزید و قلم از دستش افتاد. اینقدر عاجز بود اما نسبت به ملت دیدید که چه کرد، حکومت محرومان این خاصیت را دارد که امروز اگر رئیس جمهور امریکا بیاید اینجا بخواهد به یک نفر از کارمندهاى اداره دولت ما یک درشتى بکند یک سیلى مىخورد. در حکومت حکومتهاى سابق تعقل نمىکردند که مىشود یک سفارتخانه آمریکایى با یک سفارتخانه شوروى را باهاش این رفتارى بکنند که در حکومت محرومین شد. تعقل این مطلب براى آنها امکان نداشت. امروز خاصیت حکومت محرومین این است که خوف به دلشان راه نمىدهند. آمریکا از آن طرف دریاها نشسته و فرمان مىدهد بر حکومتهاى قلدرى، همه فرمان مىبرند، حکومت ایران که حکومت مستضعفین است هیچ اعتناء به او نمىکند. در این قضیهاى که راجع به نفت ایران صدام یا یکى از وزراى او گفته بودند که ما نفت ایران را مىزنیم و طیارههائى از فرانسه مثلاً مىگیریم و نفت ایران را مىزنیم، ایران و کارفرمایان ایران ایستادند و گفتند اگر یک همچو غلطى بکنید ما نفت را به روى همه کشورهاى خارجىبندیم، و این یک واقعیت است. آمریکا از آن طرف دنیا نشسته مىگوید که ما حفظ امنیت این خلیج را مىکنیم، تا آمده او تخیل بکند، این کار شده است در ایران. باید آمریکا فکر این معنا باشد که امثال نوکرهاى خودش مثل صدام و امثال اینها را به جاى خودشان بنشانند، به فکر این نباشد که به ایران مىتوانند یک ضرب شستى وارد کنند. ایران حکومت مردم است، حکومت مردمى دیگر نمىتواند بترسد از اینکه آمریکا چى مىگوید. حکومت مستمندان است، حکومت مستضعفان است. اینها در دلشان خوف نیست به اینکه اگر چه بشود ما مقام مان را از دست مىدهیم. مقام نیست تو کار، هیچ یک از ما به فکر این نیستند که ما الان یک مقامى داریم و مقام فروشى بکنند و هیچ کدام هم یک زندگى اشرافى ندارند که بترسند از دستشان گرفته بشود و چون حکومت ایمان است، خوف از شهادت هم ندارند. بنابراین آمریکا و امثال آمریکا تصور نکنند که با یک کلمهاى که در سابق، زمان شاه و زمان رضاخان و محمدرضاخان مىگفتند در اینجا اطاعت مىشد، حالا هم آن هست نخیر حالا آن نیست حالا اگر یک سفیرى از شما نسبت به یک نفر از کارمندهاى ما بخواهد یک جسارتى بکند غایت امر این است که او را بیرونش مىکنند (اگر در همین جا تربیتش نکنند). حکومت، حکومت محرومین است. محرومین ترس ندارند از این امور، آن حکومت اشراف بود که تشر مىزدید و آنها جا مىخوردند. اینها حکومت توده است، توده مردم است، محرومین است، بازار است، خیابان است و