صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٦
توجهتان به دنیا باشد و حریص بر دنیا، مردم دیگر از شما باور نمىکنند، بلکه انحرافات در آنها پیدا شود. آن کلمهاى که آن حاجى گفته است که شاید در پشت کتاب یک چیز دیگرى باشد، این تکان دهنده است. اگر خداى نخواسته به واسطه اعمال روحانیون، در عقاید بعضى اشخاص ضعیف که هستند، سستى پیدا بشود، آنوقت این چه مصیبتى است که ما تحملش را باید بکنیم. این یک باب واسعى است که در حوزهها باید اشخاص متقى و اشخاص آشناى به حقایق اسلام، طلبهها را تربیت کنند و آقایانى هم که در بلاد هستند دوستان خودشان را، طلبههائى که در آنجا هستند، جوان هائى که آنجا هستند، آنها را ارشاد کنند به اینکه مبادا خداى نخواسته یک وقت از این زى طلبگى خارج بشوند و خروج آنها موجب تزلزل عقیدتى در مورد مردم بشود. شمائى که براى هدایت مأمور شدید و خودتان را در سنخ اشخاصى که ارشاد مىکنند مردم را، وارد کردید، مبادا خداى نخواسته به واسطه اعمال (اعمال بعضى) عکس آن مطلبى که در ایده شماست تحقق پیدا بکند. این یک مطلب است که البته دانید که طولانى است و محتاج به این است که همه در آن توجه کنند.
اختلاف ریشهاش حب نفس است
مطلب دیگرى که باز انسان را مىترساند که خداى نخواسته مبادا این انقلاب به واسطه این مطلب صدمه ببیند و بدانید که مىبیند اگر خداى نخواسته بشود و او این است که بین آقایان در بلاد اختلاف باشد. اگر در صنف فرض کنید که کامیونداران و آنهائى که شغلهاى مختلف دارند، اگر اختلافى در بین آنها وارد بشود، به صنف دیگر سرایت نمىکند. کامیوندارها اگر با هم مختلف بشوند به بازار هیچ کارى ندارند، سرایت هم نمىکند، اما اگر - در سنخ - در صنف ما اختلاف پیدا بشود، این اختلاف به بازار هم کشیده مىشود، به خیابان هم کشیده مىشود، براى اینکه شما هادى مردم هستید، مردم توجه دارند. قهرا یک دسته دنبال شما، یک دسته دنبال آن کسى که با شما مخالف است و یک وقت مىبینید که در همه ایران یک اختلافى از ناحیه ما پیدا شده است، مائى که همه دعوت مىکنیم به اینکه مردم با هم باشند. اتحاد کلمه ملت را به اینجا رسانده است، خودمان اختلاف پیدا کنیم! و این را من به شما عرض کنم، ما و شما نباید خودمان را بازى بدهیم. اختلاف ریشهاش از حب نفس است. هرکس خیال مىکند که من براى خدا این آقا را باهاش اختلاف مىکنم، یک وقت درست بنشیند در نفس خودش فکر کند ببیند ریشه کجاست. حسن ظن به خودش نداشته باشد سوءظن داشته باشد. ریشه همان شیطانى است که آن حب نفس انسان است و این اختلاف اگر - در بین - خداى نخواسته در بین آقایان پیدا بشود، در هر شهرى که پیدا بشود قهرا این اختلاف به بازار مىکشد، به خیابان مىکشد و آن چیزى که این جمهورى را حفظ کرده وحدت و انسجام این جمعیت است. یعنى ملت همه با هم بودند که توانستند یک همچو معجزهاى را ایجاد کنند. اگر چنانچه به واسطه اختلاف ماها یک وقت اختلاف به بازار هم بکشد که خواهد کشید، به خیابانها هم بکشد، به اصناف دیگرى هم بکشد، این تمام وزرش به گردن ماست. اینکه شما خیال کنید که من نه براى خدا این آقا را