صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٥
کنند، جنجال بکنند که ما را عقب بنشانند و مسئله اینطور نیست. و من امیدوارم که انشاء الله این جنگ به زودى خاتمه پیدا کند و انشاء الله به نفع اسلام به نحو احسن خاتمه پیدا کند.
عید شما آنوقتى است که جبهه را محکم نگه دارید و فتح نهائى را بکنید
یک مسئله دیگرى که مىخواستم عرض کنم این است که حالا نزدیک به ایام عید است. من توقعم از آقایان، از همه این است که یک لحظه فکر کنند به حال مردم، یک لحظه فکر کنند به حال این مادرهایى که جوان هایشان در جبههها از دست رفته است یا علیل شده است و همین طور. از قرارى که به من گفته اند مثلاً همینهایى که بسیجى هستند فکر کردند که ایام عید را بیایند به اینجا. خوب، شما مشغول یک عبادت بزرگ هستید الان، شما بخواهید جبهه را اگر خداى نخواسته رها کنید و براى عید چند روزى هم بیایید اینجا، خوب، چه بکنید. عید! چه عیدى شما دارید؟ شمایى که در آنجا آنطور گرفتار هستید و در آنجا بمبهاى مسموم به سر شما مىریزند، خوب، شما چه عیدى دارید که حالا بیایید عید براى عید جبهه را خالى بکنید؟ جبهه را قوى نگه دارید. عید شما آنوقتى است که شما جبهه را محکم نگه دارید و آنها را از صحنه بیرون بکنید و انشاء الله فتح بزرگتر و فتح نهایى را بکنید.
انشاء الله عیدها بعد مىآید براى شما در همین جا، جبرانش را انشاء الله خواهید کرد.
آیا صلح کردن با کسى که بعد خنجر را از پشت محکمتر خواهد زد شرافتمندانه است؟!
- خداوند انشاء الله به همه شما - یک کلمه دیگرى هم عرض کنم که بعضى اشخاصى که به نظر انسان مىآید مغرض هم نیستند، به نظر انسان مىآید که متدین هم هستند اینها صحبت مىکنند از اینکه اصلاح چرا نمىشود، بیایید اصلاح بکنید، جوانها تا کى کشته بشوند.
اینها هم دیدشان ناقص است. اینها توجه به این ندارند که ما در اینوقتى که هستیم، با این وضعى که هستیم اگر چنانچه پیشنهاد صلح را قبول بکنیم و ما بنشینیم پشت میزى که صدام یک طرفش نشسته، آقاى رئیس جمهور ما هم یک طرفش نشسته، دنیا به ما چه مىگوید؟ اسلام به ما چه مىگوید؟ عراق به ما چه مىگوید؟ ایران به ما چه مىگوید؟ یک کسى که ٤ سال است، ٥ سال است ( عراق که چندین سال است) ما چهار پنج سال است که گرفتارش هستیم که هر چه توانسته کرده، هر چه توانسته، اگر کارى نکرده باشد نتوانسته والا آنچه توانسته این عمل کرده و هرچه بتواند عمل مىکند و بعدها هم هر چه بتواند عمل مىکند، ما این را مهلتش بدهیم و بنشینیم با او صلح بکنیم،آقا! خوب، بسیار خوب شما تشریف ببرید دیگر به کشور خودتان و بروید و فلان و ما هم برویم سراغ کار خودمان. این بار عزت اسلام نمىسازد، با شرف انسان نمى سازد. این نمىشود که یک همچو مطلبى بگوئیم. آقایان اشتباه مىکنند، خیال مىکنند که خوب، حالا ما جوان دادیم، من هم مىدانم که بسیار ما خسارت دیدیم، بسیار ما جوان دیدیم، لکن صلح کردن با یک کسى که بعدش خنجر را از پشت محکمتر خواهد زد، این یک صلح شرافتمندانه است؟ یک صلح عقلایى است؟ و عجب این