صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٩
آنها را عزیز مىدانیم مثل شهرهاى خودمان و بعضىشان را بسیار بالاتر، باید توجه کنید اهالى آن شهرها به همانطور که اهالى شهرهاى ما مبتلاى به شر صدام هستند، آنها بیشتر مبتلا هستند. آنها فشارهایشان، فشار صدام بر آنها خیلى زیاد است، بر خانوادههاى آنها، برخورد آنها اشخاصى که از آنجا آمدهاند همین دو روز پیش از این، دو سه روز پیش از این یک کسى از آقایان که پیش من بود نقل کرد که اشخاصى که از آنجا تازه آمدهاند گویند اگر اشخاص عادى اگر ریش داشته باشند مىگیرندشان، اگر تسبیح دستشان باشد مىگیرندشان به ترس اینکه این حزب الله شاید باشد، خانوادههاى این اشخاصى که در جبهه هستند اگر چنانچه یک وقت آنها کوتاهى بکنند آنها را سرکوب مىکنند. وضع روحى کسى که قدرت دارد، شاخ دارد و عقل ندارد این است، یک کس دیگر او را اذیت مىکند او کس دیگر را صدمه مىزند. شما باید توجه بکنید که مبادا یک وقتى به واسطه بمبارانهاى شهرهاى شما و کشتن عزیزان شما، مبادا یک وقتى شما عصبانى بشوید و جبران بکنید اینطورى، این انتقام از او نیست. شما انتقامتان را از صدام باید بگیرید و از حزب بعث و الان داریدگیرید. توجه کنید که نبادا حتى یک گلوله به طرف شهرهاى آنها بیندازید. آنها شهرهایى هستند که همانطورى که این بهبهان ما مظلوم است، بصره هم مظلوم است، مندلى هم مظلوم است، همه اینها مظلومند. اینها تحت ستم هستند. ما باید جهات انسانى را تا آخر حفظ کنیم. ما جهات انسانى را تا مرز شهادت و فوت باید حفظ بکنیم و هیچ وقت عصبانى از این نشویم که او دارد این کار را مىکند، پس ما هم خوب است یکى از شهرهاى آنها را بزنیم نه، هیچ همچو نیست. موازین موازین اسلامى است. اینجا جمهورى اسلامى است. اینجا اسلام حکومت مىکند. بنابراین باید مواظب باشید از خودتان کسانى که قدرت دارند، دولت قدرت دارد، سپاه قدرت دارد، ارتش قدرت دارد، بسیج قدرت دارد، اینهایى که قدرت دارند باید حفظ جهات انسانیت را، جهات اسلامیت را بیشتر از دیگران بکنند. این قدرت را در محلش خرج بکنند تجاوز از محلش نشود.
و من امیدوارم که با حفظ این جهات انسانى و اسلامى شما الگو بشوید از براى همه کشورهایى که آن مسائل ما به آنها رسیده است و مىرسد. و این مرده دیگر از بین رفته است، دیگر شما خیال نکنید، اینها دست و پایى است که در حال احتضار دارد مىزند. این قدرتمندها آن آخر عمرشان اینطور جنون پیدا مىکنند. اینهائى که در حالى که قدرت دارند آن شارت و شورت را مىکنند، وقتى شکستخورند بسیار هم ضعیف مىشوند. این ضعف روحى است که انسان به یک طایفهاى که هیچ کارى به او ندارند، توى خانه هایشان نشسته اند، یک بچه کوچکى که کارى به او ندارد، این ضعف انسانیت و ضعف قدرت است که او بپرد براى اینکه در جبهه او را سیلى به او زدهاند. این آن مایه آخرش را هم که عبارت از آن گردانهایى بوده است که براى حفظ او بوده فرستاده به جبهه و اینجا هم بسیارى از آنها را به درک فرستادهاند. خوب این صدمه مىبیند، صدمه روحى مىبیند عقل هم ندارد که حساب بکند که خوب ما در جبهه مغلوب شده ایم باید در جبهه کارى بکنیم، آنجا که نمىتواند کارى بکند، به بهبهان و - نمىدانم - مسجد سلیمان و جاهاى دیگر تعدى مىکند اینها به