صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٦
که از انسانیت بهره ندارند. ابرقدرتها،قدرتهاى بزرگ جز به فکر اضافه کردن قدرت خودشان و پایمال کردن مظلومان هیچ فکرى ندارند. آنهائى هم که پیوسته به آنها هستند، آنها هم چون سنخ ذاتشان همان است نظیر آنها عمل مىکنند. قدرت اگر در دست انسان کامل باشد، کمال براى ملتها ایجاد مىکند. اگر قدرت در دست انبیا باشد، اولیا باشد باعث مىشود که سلامت در جهان تحقق پیدا کند، کمال در جهان تحقق پیدا بکند. و اگر چنانچه در دست زورمندانى باشد که عاقل نیستند، مهذب نیستند مصیبت بار مىآورد. امروز که مشاهده مىکنید که این دو قدرت بزرگ یا چند قدرت بزرگ در عالم حکمفرمایى مىکنند و براى خودشان حق این امر را قائل هستند که ملتهاى دیگر باید در تحت سلطه ما باشند، این فکر اگر همراهش قدرت باشد مصیبت بار مىآورد. قدرت در دست ظالم دنیا را به فساد مىکشاند و اگر چنانچه در رتبههاى پائین هم بیاییم قدرت در دست یک نفر انسانى که از آن قدرتهاى بزرگ بهره ندارد، در همان محیطى که قدرت دارد آنجا را به فساد مىکشاند. آنها عالم را به فساد مىکشانند، اینها یک کشور را یا دو کشور را. و پائینتر بیاییم، اگر قدرت در دست یک آدمى باشد که در یک محله هست، آن محله را به فساد مىکشد، در یک خانواده هست آن خانواده را به فساد مىکشد. قدرت در وقتى کمال است و مىتواند که کمال خودش را بروز بدهد که در دست دانشمند باشد، در دست عاقل باشد. مرحوم مدرس رحمت الله علیه آنطورى که من شنیدم که ایشان گفتند. ایشان گفتند که شیخ الرئیس مىگفته است که من از گاو مىترسم براى اینکه شاخ دارد و عقل ندارد. این یک مسأله است. حالا فرضاً هم شیخ نگفته باشد اما مسأله است. گاو شاخ دارد و عقل ندارد، قدرت دارد عقل ندارد. اینهائى هم که در دنیا الان فساد راه مىاندازند از همان سنخ هستند که شاخ دارند عقل ندارند، قدرت دارند انسانیت ندارند. شما ملاحظه بکنید که آمریکا در جهان چه دارد مىکند و شوروى هم از آن طرف و خدا خواسته است که این دو قدرت مزاحم هم هستند، مقابل هم هستند، اگر یکىشان بود دنیا را مىبلعید. این دوتا قدرتمندند و در مقابل هم ایستادهاند، آن از او مىترسد و از او مىترسد. اگر اینها از هم نترسند دنیا را از بین مىبرند. نه این است که ادعاهاى آنها که ما براى صلح مىخواهیم چه بکنیم. اینها راه افتادهاند آمدهاند به بیروت، به لبنان براى اینکه ما مىخواهیم صلح در لبنان باشد. شما صلح طلب نیستید، بر فرض اینکه باشید، آمدن شما به چه مناسبت در کشورهاى دیگر؟ حکومتهایى که در بعضى از این کشورها هستند، حکومتهاى ملى نیستند، به ملت مربوط نیستند. اگر شما انسان بودید و انسانیت را و امور اخلاقىاى که در انسان و ارزشمندهایى که در انسان معتبر است پیش شما هم مقدارى از آن بود، ملاحظه حال مستمندان و ملتهاى ضعیف را مىکردید. نه اینکه یک دولتى را که بر خلاف میل یک ملتى است، سرکار آمده است شما او را به عنوان اینکه مىخواهیم دولت را تقویت کنیم، در کشورشان به طور غصب وارد بشوید. این براى این است که مهذب نیستند، انسانیت را در کار نیست، قدرت هست. شاخ دارند عقل ندارند. شما ملاحظه بکنید در هر جاى دنیا که یک فسادى وارد مىشود براى همین معنا است که آن