زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨ - رشد اخلاقى، شرط نخستين
جسمى او ناچيز است.
بنابراين اگر ما فعلًا در نگهدارى اين ظروف از آن كودك واردتريم به خاطر تجربيات و آزمايشهاى فراوان دوران كودكى است، چرا كه دوران كودكى سراسر دوران آزمايش و اندوختن معلومات درباره محيطى است كه انسان هيچ آشنايى با آن ندارد.
و اگر خود را به جاى آن كودك، با همان معلومات ناچيز و ورزيدگى ناچيزتر، فرض كنيم بسيارى از كارهاى او كه در نظر ما گناه و جرم عظيمى محسوب مىشود نه گناه است و نه جرم!
اين محاسبه را درباره افراد بزرگ نيز مىتوانيم بكنيم، بعضى عادات رفيق من ممكن است در نظر من، ناپسند آيد و بخاطر آن خود را آماده براى قطع دوستى كنم، ولى هنگامى كه محيط تربيتى رفيقم را در نظر مىگيرم، ساختمان روحى او را به آن ضميمه مىكنم، سابقه ذهنى او را نيز مورد توجه قرار مىدهم، مىبينم اگر من هم جاى او بودم جز اين نمىكردم.
همسايه من بلند صحبت مىكند و مزاحم من است، پايه معلومات و ساختمان حنجره و اعصاب و ميزان حساسيت پردههاى گوش او و تربيت او را در نظر مىگيرم، مىبينم اگرچه او مقصر است اما تقصير او به آن بزرگى كه من خيال مىكردم نيست.
اشتباه نشود، نمىخواهيم با اين بيان مردم را در همه اعمال خود بىتقصير معرفى كنيم و- آنچنان كه جبريّون معتقدند- همه چيز را به گردن علل روحى و جسمى و خارجى بيندازيم.
همچنين نمىخواهيم با اين بيان، لزوم تربيت را انكار نماييم و افراد