زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥ - اثر انزوا و گوشهگيرى در اخلاق
و با حضور قلب به درگاهش مناجات و راز و نياز نمايد؛ بهتر مىتواند در اسرار آفرينش و در رشتههاى مختلف علوم تفكر و انديشه كند و حقايق را از غير آن تشخيص دهد؛ حبّ و بغضها و تشاجرها و جدال و مرائها كه مانع از درك حقايق و واقعيات است در حال انزوا كمتر وجود دارد و لذا بسيارى از متفكران بزرگ در گوشهگيرى و انزوا بسر مىبردند.
علاوه بر اين هنگام معاشرت و آميزش با مردم، انسان غالباً با صحنههايى روبهرو مىگردد كه براى او وظايف سنگينى ايجاد مىنمايد و بسيار مىشود كه انسان در انجام آن وظايف كوتاهى كرده و در نتيجه منحرف مىگردد، مثلًا موقع معاشرت و زندگى در اجتماع غالباً با منكرات و خلافكاريها و ترك معروفهايى روبهرو مىشويم كه وظيفه امر به معروف و نهى از منكر ايجاب مىكند به مبارزه برخيزيم، در حالى كه اطمينان نداريم هميشه وظيفه خود را در اين قسمت انجام دهيم پس چه بهتر كه انزوا را اختيار كرده و از زير بار اين مسؤوليتها رهايى يابيم!
از همه اينها گذشته در آيات و رواياتى مدح عزلت و گوشهگيرى ديده مىشود، به عنوان نمونه به چند آيه و روايت زير توجه مىكنيم.
١- (فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ اسْحقَ وَيَعْقُوبَ وَ كُلّاً جَعَلْنا نَبِيّاً) [١]
هنگامىكه از آنان و آنچه غير خدا مىپرستيدند كنارهگيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هريك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم.
[١]. سوره مريم (١٩) آيه ٤٩.