زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - ٣- رشد فكرى و اخلاقى كامل
خواهد يافت.
اين موضوع را همه بخوبى مىتوانند درك كنند و مىتوانند نتايج وحدت را دريابند.
اما در مورد مسائل اخلاقى، شكى نيست كه افراد با يكديگر مختلفند:
اختلاف در ذوق، سليقه، طرز تفكر، طرفدار ملايمت بودن يا طرفدار شدت عمل يا ميانه رو بودن، تفاوت در احساساتى يا تعقلى بودن، تفاوت در درون گرايى و برون گرايى، در عاطفى بودن و غير عاطفى بودن، در توجه به تشريفات و ظواهر يا بىاعتنايى به آن، در ميزان تمايل به امور مختلف علمى، اقتصادى و...
درست است كه با تمرين و ممارست و تربيت، مىتوان تغييرات و تعديلهايى در ايمان و عواطف و افكار و خواستههاى افراد مختلف ايجاد كرد، ولى بالاخره اين اختلافات نه قابل انكار است و نه قابل اينكه بطور كلى از بين برود. يعنى همانطور كه دو نفر در جهان پيدا نمىشوند كه از لحاظ جسمى كاملًا شبيه يكديگر باشند، هرگز نمىتوان دو نفر را پيدا كرد كه از تمام جنبههاى روحى و فكرى و غرايز گوناگون، يكسان باشند، تفاوت ميان روحها و غرايز و افكار مسلماً از تفاوت در ميان جسمها بيشتر است زيرا ساختمان روحى انسان هم پيچيدهتر است و هم وسيعتر و طبعاً در چنين ساختمانى نقاط تفاوت بيشتر خواهد بود.
مردمى كه مىخواهند در يك جامعه بزرگ جهانى زندگى آميخته با مسالمت و همكارى نزديك داشته باشند بايد به آن حد از «رشد اخلاقى» برسند كه پس از درك اين حقايق مربوط به تفاوت ساختمان فكرى