زندگى در پرتو اخلاق - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - راه درمان دروغ
بعنوان مثال به قضاوت جالب امير مؤمنان على عليه السلام در مورد جوانى كه پدرش با اموال فراوان همراه عدهاى به سفر رفته بود و هنگام بازگشت، همراهان او مدعى فوت او بودند. توجه كنيد: متهمين كه در حقيقت قاتلان پدر آن جوان بودند در برابر سؤالهاى متعددى كه حضرت درباره جزئيات بيمارى و فوت و كفن و دفن آن مرد فرمود، خيلى زود رسوا شدند زيرا آنها فقط با هم تبانى كرده بودند كه متفقاً بگويند او بيمار شده و مرده است، اما در كجا و كدام ساعت روز و چه كسى او را غسل داده و كفن كرده و نماز بر او خوانده و دهها مانند آن، تبانى نكرده بودند و در حقيقت در همه اينها نمىتوانستند تبانى كنند.
به همين دليل زيركترين فرد دروغگو در برابر يك بازرسى ساده ممكن است دروغش فاش گردد.
بخصوص اينكه پيوندهاى قلابى و ساختگى كه انسان براى دروغهاى خود مىسازد- چون واقعيت ندارند- درست بخاطر او نمىمانند و لذا اگر در فواصل مختلفى از شخصى دروغگو سؤال شود گرفتار تناقض و پريشانگويى خواهد شد و اين تناقضگويى يكى ديگر از عوامل فاش شدن دروغ آنهاست و اينكه مىگويند: «دروغگو حافظه ندارد» يك نكتهاش همين است يعنى در واقع هر قدر هم حافظه قوى داشته باشد موضوع، موضوعى نيست كه بتوان آن را به حافظه سپرد!
٢- ايجاد شخصيت: يكى ديگر از مؤثرترين طرق درمان دروغ، پرورش شخصيت در افراد است زيرا همانطور كه دانستيم يكى از عوامل مهم روانى دروغ، احساس حقارت و كمبود شخصيت است، و در حقيقت