پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٢ - شرح و تفسير اعجوبه جهان خلقت!
حكمت اشاره به فضايل اخلاقى و اضداد آن اشاره به رذايل اخلاقى است و به اين ترتيب امام قلب انسان را مركزى براى فضايل و رذايل اخلاقى مىشمرد و اينكه مرحوم مغنيه در فى ظلال حكمت را به غير فضايل اخلاقى تفسير كرده كه نتيجه آن نوعى رذايل محسوب مىشود بسيار خلاف ظاهر است. [١]
سپس امام عليه السلام به شرح بخشى از رذايل اخلاقى كه در طرف افراط و تفريط قرار دارند پرداخته به ده نكته در اين زمينه اشاره مىكند:
نخست به سراغ حالت رجاى افراطى و سپس يأس افراطى مىرود و مىفرمايد: «هرگاه آرزوها (ى افراطى) در آن ظاهر شود (حالت طمع به او دست مىدهد و) طمع او را ذليل و خوار مىكند و هنگامى كه طمع در او به هيجان آمد به دنبال آن حرص، او را به هلاكت مىكشاند»؛
(فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ، وَإِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ)
. منظور از «سَنَحَ» از ماده «سنوح» به معناى عارض شدن است.
منظور از «رجاء» در اينجا اميد افراطى به ديگران داشتن و چشم به اموال و امكانات آنها دوختن است واضح است كه اين اميد افراطى، او را به طمع، و طمع، او را به حرص مىكشاند كه همه از رذايل اخلاقى است.
امام در مقابل آن «يأس افراطى» را مطرح مىكند و مىفرمايد: «و هنگامى كه يأس بر او قالب گردد تأسف او را از پاى در مىآورد»؛
(وَإِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ)
. منظور از «يأس» در اينجا نااميدى افراطى در عالم اسباب است كه انسان در صحنههاى علم و تجارت و كسب و كار از موفقيت خود مأيوس باشد؛ اشخاص مأيوس به يقين در زندگى ضعيف و ناتوان و گاه نابود مىشوند. حد وسط در ميان اميد افراطى و يأس همان حالت اميدوارى معتدل است كه اگر نباشد انسان
[١]. فى ظلال نهجالبلاغه، ج ٤، ص ٢٨٢.