پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - ١٨ و قال عليهالسلام فِي الَّذِينَ اعْتَزَلُوا الْقِتَالَ مَعَهُ خَذَلُوا الْحَقَّ، وَلَمْ يَنْصُرُوا الْبَاطِلَ
١٨ و قال عليهالسلام فِي الَّذِينَ اعْتَزَلُوا الْقِتَالَ مَعَهُ: خَذَلُوا الْحَقَّ، وَلَمْ يَنْصُرُوا الْبَاطِلَ.
امام عليه السلام در مورد كسانى كه از جنگ در ركاب حضرت كنارهگيرى كردند فرمود: حق را تنها گذاشتند و باطل را يارى نكردند! [١]
[١]. سند گفتار حكيمانه:
مرحوم شيخ طوسى (متوفاى ٤٦٠) در كتاب امالى خود اين جمله حكمتآميز را با تفاوتى و در ضمن حديث مشروحترى آورده است كه ابوبكر هذلى مىگويد: حارث بن حوط ليثى به اميرمؤمنان على عليه السلام عرض كرد: اى اميرمؤمنان من فكر مىكنم طلحه و زبير و عايشه بر حق بودند (به ملاحظه سوابق آنها) امام عليه السلام فرمود: اى حارث! تو پايين پاى خود را نگاه كردى و بالاى سرت را نديدى (اشاره به اينكه تنها به بعضى از حوادث گذشته قناعت كردى و حوادثى كه بعد از آن و امروز رخ داده است را نمىبينى) سپس امام افزود: حق و باطل را به وسيله اشخاص نمىتوان شناخت، بايد نخست حق را بشناسى و سپس پيروان آن را و باطل را بشناسى، آنگاه كسانى را كه از آن پرهيز كردند. حارث گفت: چه مانعى دارد كه من مانند «عبداللَّه بن عمر» و «سعد بن مالك» باشم (كه نه با تو در جنگ جمل همراه شدند و نه مخالفت كردند)؟ امير مؤمنان فرمود: «إنَّ عَبْدَاللَّهِ بْنِ عُمَرَ وَ سَعْداً خَذلا الْحَقَّ وَ لَمْ يَنْصُرا الْباطِلَ مَتى كانا إمامَيْنِ فَيُتَّبعانِ؛ عبداللَّه بن عمر و سعد بن مالك (سعد بن ابى وقاص) دست از يارى حق برداشتند و باطل را نيز يارى كردند. آنها كى پيشوا بودهاند كه از آنها پيروى شود». نويسنده مصادر نهجالبلاغه بعد از ذكر اين داستان مىگويد: جماعتى از دانشمندان مانند جاحظ، يعقوبى و ابن جوزى بخشهايى از اين ماجرا را در كتابهاى خود آوردند. (مصادر نهجالبلاغه، ج ٤، ص ١٩).
در كتاب تمام نهجالبلاغه نيز داستانى قريب به همين مضمون با ذكر كلام مشروحى از امام آمده است. (تمام نهجالبلاغه، ص ٤٢٦).