پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - نكته يك داستان آموزنده
بيماران با ايمانى است كه تقصيرى در ابتلاى به بيمارى نداشتند. از بعضى از روايات نيز استفاده مىشود كه عباداتى كه انسان در حالت سلامت انجام مىداد اگر بر اثر بيمارى ترك شود خداوند از باب تفضل ثواب آنها را براى او مىنويسد. [١]
نكته يك داستان آموزنده
در كتاب صفين نصر بن مزاحم چنين نقل شده است هنگامى كه اميرمؤمنان على عليه السلام از صفين باز مىگشت و گروهى همراه او بودند به «نخيله» (اردوگاهى نزديك كوفه) رسيدند و خانههاى كوفه از دور نمايان بود. امام پيرمردى را ديد كه در سايه ديوارى نشسته و آثار بيمارى در چهرهاش نمايان است. به او فرمود:
چرا چهره تو را اينگونه درهم و منقلب مىبينم؟ آيا از بيمارى است؟ عرض كرد: آرى. فرمود: شايد از اين بيمارى ناراحت شده باشى؟ عرض كرد: دوست نمىداشتم كه چنين بيمارىاى به من عارض شود. فرمود: آيا اين بيمارى را تقدير نيك الهى نمىدانى؟ عرض كرد: آرى مىدانم. امام عليه السلام فرمود: بشارت باد بر تو به رحمت پروردگار و آمرزش گناهانت. سپس فرمود: نامت چيست؟
عرض كرد: صالح بن سليم فرمود: از كدام قبيله؟ عرض كرد: اصل من از «سلامان بن طىّ» و زندگى من در كنار «بنى سليم بن منصور» است. امام عليه السلام فرمود: سبحان الله چه اسم خوبى تو دارى و چه نام خوبى پدرت دارد و چه اسم خوبى قبيلهات. (تمام آنها سلامت است و صلاح). آنگاه امام عليه السلام از او سؤال كرد: تو در ميدان صفين با ما بودى؟ عرض كرد: والله نبودم ولى دلم مىخواست شركت مىكردم! اين بيمارى و آتش سوزان تب مرا باز داشت. امام عليه السلام آيه شريفه «لَيْسَ
[١]. كافى، ج ٣، ص ١١٣، ح ١.