پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - شرح و تفسير راه تداوم نعمتها
نياوردند در نتيجه آن متاع مايه وبالشان شد و گروهى از مردم را به مصائبى گرفتار كرد لكن آنها صبر كردند و (شكرگزار بودند) در نتيجه مصيبتها به نعمتها تبديل شد». [١]
در اينجا دو سؤال باقى مىماند:
نخست اينكه حقيقت شكر چيست؟
شكر سه مرحله دارد: مرحله قلبى كه انسان از نعمتهاى خدا خشنود و راضى و سپاسگزار باشد و مرحله زبانى كه آنچه را درون قلب اوست بر زبان جارى سازد؛ ولى از همه مهمتر مرحله عملى شكر است و آن به طور شفاف اين است كه از نعمتهاى الهى درست بهرهبردارى كند و اهداف اين مواهب را در نظر گيرد و به سوى آن اهداف حركت كند؛ اگر خدا عقلى براى درك نيك و بد به او داده از اين عقل در مسير شيطنت استفاده نكند و اگر او را مشمول موهبت آزادى كرده از اين آزادى براى پيشرفت و تكامل بهره گيرد نه در مسير بىبند و بارى و گناه و فساد همچنين در مورد اعضاى بدن كه هر كدام موهبتى عظيم است و در مورد مال و ثروت و فرزند و همسر. بسيارند كسانى كه شكر قلبى و زبانى دارند؛ ولى در مرحله شكر عملى مقصرند.
اگر در مفهوم شكر به آنگونه كه در بالا گفته شد دقت كنيم فلسفه آن نيز روشن مىشود، زيرا اين مواهب مال ما نيست از سوى ديگرى است و آن را براى اهداف خاصى آفريده و اگر در غير آن اهداف به كار گرفته شود خيانت در آن نعمت است.
از اينجا پاسخ سؤال ديگرى نيز روشن مىشود كه خدا چه نيازى به تشكر و سپاسگزارى ما دارد. ممكن است انسانها با سپاسگزارى تشويق شوند و آرامش روحى پيدا كنند. خدا كه نيازى به اينها ندارد.
[١]. بحارالانوار، ج ٦٨، ص ٤١، ح ٣١.