پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٣ - نكته خوارج كيانند؟
آن سرها گذاشت و به كميل كه در كنارش ايستاده بود رو كرد و فرمود: اى كميل
«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِما»
يعنى اين همان شخص است كه در آن شب اين آيه را مىخواند و تو در اعجاب فرو رفتى. كميل خود را به روى پاهاى امام عليه السلام انداخت و از فكر آن شب خود استغفار كرد. [١]
نكته خوارج كيانند؟
گرچه در جلد دوم در ذيل خطبه ٦٠ و در جلد پنجم در ذيل خطبه ١٢٧ (و مجلدات ديگر) بحثهاى فراوانى درباره خوارج و اعمال و افكار آنها داشتهايم ولى لازم مىدانيم در اينجا بحثى ريشهاى درباره آنها داشته باشيم.
خوارج گروهى بودند كه رسماً بعد از جنگ صفين و مسأله حكميت به وجود آمدند آنها از يكسو على عليه السلام را تحت فشار قرار دادند كه ابوموسى اشعرى را به عنوان حكم از سوى لشكرش در مقابل عمروعاص بپذيرد تا با مطالعه كتاب خدا و سنت پيغمبر معلوم كنند على عليه السلام و معاويه كدام يك در مسير خود برحقند. ولى هنگامى كه عمروعاص ابوموسى اشعرى را فريب داد و جريان حكميت را به نفع معاويه پايان داد آنها به مخالفت با اصل حكميت برخاستند و آيهاى از قرآن را كه مربوط به اين مسائل نبود مطرح كرده و گفتند حكميت مخصوص خداست «لاحُكْمَ إلّا للَّه». و انتخاب كسى به عنوان حكميت شرك يا بدعت در دين است و حتى به تكفير طرفداران حكميت برخاستند.
اين در حالى بود كه قرآن با صراحت به مسئله حكميت هم در مشكلات مربوط به خانواده تصريح كرده بود: «فَابْعَثُوا حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِّنْ أَهْلِهَا» و هم در اختلافات ميان مسلمانان: «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا ...».
[١]. بحارالانوار، ج ٣٣، ص ٣٩٩.