پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٨ - شرح و تفسير عالم جاهلمنش
همين عبارت با اندك تفاوتى در ذيل خطبه ١١٠ نهجالبلاغه نيز آمده است.
در حديث ديگرى در غررالحكم از همان حضرت مىخوانيم:
«عِلْمٌ لا يُصْلِحُكَ ضَلالٌ وَمالٌ لا يَنْفَعُكَ وَبالٌ؛
دانشى كه تو را اصلاح نكند گمراهى است و ثروتى كه تو را (در راه خشنودى خدا) سودى نبخشد بدبختى است». [١]
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از «جهل» صفات جاهلانهاى مانند غرور و تكبر و خودخواهى و سودجويى و رياكارى باشد؛ هر گاه علم با اين صفات نكوهيده جاهلانه همراه گردد عالم را به نابودى مىكشاند، همانگونه كه در طول تاريخ مصاديق زيادى دارد. آيا طلحه و زبير عالم به احكام اسلام و قرآن نبودند؟ آيا موقعيت على عليه السلام را در اسلام و نزد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نمىشناختند؟ چه شد كه علمشان سودى به آنها نبخشيد؟ آيا جز اين است كه جاهطلبى و پيروى از هواى نفس آنها را به جنگ جمل كشانيد و نه تنها علمشان به حالشان سودى نداشت، بلكه صفات جاهلانه آنها سبب مرگشان در دنيا و مجازاتشان در آخرت شد. حدود هفده هزار نفر از مسلمانان را به كشتن دادند و هرگز به مقصدشان نيز در دنيا نرسيدند.
نيز احتمال مىرود منظور اين باشد كه ظواهرى از علم دارد ولى به عمق آن نرسيده است و به تعبيرى ديگر، علم او فاقد بصيرت است همانگونه كه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«الْعامِلُ عَلى غْيرِ بَصيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلى غَيْرِ الطَّريقِ فَلا تُزيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ مِنَ الطَّريقِ إلّا بُعْداً؛
آن كس كه بدون بينش و بصيرت عمل مىكند همانند كسى است كه در بيراهه گام بر مىدارد، چنين كسى هر قدر تندتر برود از راه اصلى دورتر مىشود». [٢]
جمع ميان اين تفسيرها نيز مانعى ندارد.
[١]. غررالحكم، ح ١٩٣.
[٢]. من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٤٠١.