پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٠ - ١٠٨ و قال عليهالسلام
او را به هلاكت مىكشاند و هنگامى كه يأس بر او غالب گردد تأسف او را از پاى در مىآورد و هرگاه غضب بر او مستولى گردد خشمش فزونى مىگيرد (و دست به هر كار خلافى مىزند) و اگر بيش از حد (از كسى يا چيزى) راضى شود (و به آن اطمينان پيدا كند) جانب احتياط را از دست مىدهد و هرگاه ترس بر او غالب شود احتياطكارى (افراطى) او را به خود مشغول مىدارد و هر زمان كار بر او آسان گردد در غفلت و بىخبرى فرو مىرود و هر وقت مالى به دست آورد بىنيازى او را به طغيان وا مىدارد و اگر مصيبتى به او برسد بىتابى او را رسوا مىسازد و اگر فقر، دامنش را بگيرد، مشكلات (ناشى از آن)، او را به خود مشغول مىدارد و اگر گرسنگى پيدا كند ضعف زمينگيرش مىكند و چنانچه پرخورى كند شكمپرورى او را به رنج انداخته، راه نفس را بر او مىبندد و (به طور كلى) هرگونه كمبود (و تفريط) به او زيان مىرساند و هرگونه افراط او را فاسد مىكند. [١]
[١]. سند گفتار حكيمانه:
نويسنده كتاب مصادر مىگويد: اين سخن بخشى از خطبه معروف وسيله است كه از خطبههاى مشهور آن حضرت است (هرچند مرحوم سيّد رضى آن را در نهجالبلاغه نقل نكرده است) و از جمله كسانى كه پيش از مرحوم سيّد رضى اين خطبه را نقل كردهاند. كلينى در روضه كافى و ابن شعبه حرانى در تحف العقول است. سپس به جمع كثير ديگرى از دانشمندان معروف اشاره مىكند كه در كتب خود اين كلام حكمتآميز را نقل كردهاند از جمله: مرحوم شيخ مفيد در ارشاد، مسعودى در مروج الذهب، ابن عساكر در تاريخ دمشق و آمدى در غررالحكم مىباشد. (مصادر نهجالبلاغه، ج ٤، ص ١٠٠).
صاحب كتاب تمام نهجالبلاغه اين گفتار حكمتآميز را به ضميمه سخنان ديگرى از قول «ضرار بن ضمره» و در پاسخ معاويه كه سخنان بيشترى را از على عليه السلام طلب مىكرد ذكر نموده است. (تمام نهجالبلاغه، ص ٥٦٣).