پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٢ - شرح و تفسير دنيا مار خوش خط و خال!
مختلف بهره گرفتهاند. تعدد و تكثر اين امثله به خوبى نشان مىدهد كه تا چه اندازه اين مسئله داراى اهميت است.
در مثال مورد نظر تضاد ظاهر و باطن دنيا با تمثيل به مار نشان داده شده كه به هنگام لمس آن بسيار نرم و ملايم به نظر مىرسد و انسانِ بىخبر از لمس آن لذت مىبرد در حالى كه اگر يك لحظه غافل شود سم «ناقع» (سم قاتل و جانگدازى) كه در درون اين حيوان خطرناك است از طريق نيش آن به بدن انسان منتقل مىشود. سوزش فوق العاده توأم با پيچ و تاب تا آنجا كه مار گزيده به صورت يك مثل در بيتابى درآمده است و سپس از كار افتادن تدريجى دستگاههاى اصلى بدن و شتاب به سوى مرگ.
تعبير به «غِرِّ جاهل» (غِر به معناى انسان خام بىتجربه كه زود فريب مىخورد) اشاره به انسانهاى نادان و نا آگاهى است كه تنها چشم به ظواهر فريبنده دنيا مىدوزند و از آنچه در باطن دارد و تاريخ پيشينيان آن را به خوبى مجسم ساخته بىخبر مىمانند؛ ولى عاقلان باتجربه و آگاه كه سرنوشت دنياپرستان را در آيينه تاريخ مشاهده كردهاند خود را از آن برحذر مىدارند.
به همين دليل حب دنيا (دنياپرستى) سرچشمه تمام گناهان شمرده شده است. افراد دنياپرست چنان اسير آن مىشوند كه نه خدا را بندهاند و نه فرمان عقل را مىبرند، نه حق الناس مىشناسند و نه وجدان بيدار و آگاهى دارند و گاه با صراحت مىگويند: براى رسيدن به اهداف دنيوى هر كار براى ما مجاز است.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«أُتْركُوا الدُّنْيا لِأهْلِها فَإنَّهُ مَنْ أخَذَ مِنْها فَوْقَ ما يَكْفيهِ أخَذَ مِنْ حَتْفِهِ وَهُوَ لا يَشْعُرُ؛
دنيا را به اهل آن واگذاريد، زيرا كسى كه بيش از نياز خود از آن برگيرد در واقع مرگ خود را از آنجا كه نمىداند تسريع كرده است». [١]
[١]. كنز العمال، ح ٦٠٥٨.