پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - شرح و تفسير اقبال و ادبار دنيا
شرح و تفسير اقبال و ادبار دنيا
امام در اين كلام عبرتآموز به دگرگونى حال مردم در برابر كسانى كه دنيا به آنها روى مىكند يا پشت مىنمايد اشاره كرده مىفرمايد: «هنگامى كه دنيا به كسى روى آورد نيكىهاى ديگران را به او عاريت مىدهد و هنگامى كه دنيا به كسى پشت كند نيكىهاى خودش را نيز از او سلب مىنمايد»؛
(إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ)
. اين يك واقعيت است كه شواهد فراوان تاريخى دارد؛ هنگامى كه انسانهايى چه در امر حكومت و سياست و چه در امور اجتماعى و اقتصادى و چه در علوم و دانشها مشهور و معروف مىشدند بسيارى از كارهاى خوبى را كه ديگران انجام داده بودند به آنها نسبت مىدادند.
ابن ابىالحديد در شرح نهج البلاغه خود مىگويد: بسيارى از اشعار خوب را ديدهايم كه چون گويندهاش ناشناخته بود از او نفى مىكردند و به افراد مشهور در شعر نسبت مىدادند، بلكه كتابهايى در فنون و علوم از اشخاص غير مشهور وجود داشته كه آن را به صاحبان نبوغ و شهرت نسبت دادهاند.
نيز اشاره به داستان «جعفر برمكى» مىكند كه در آن زمان كه مورد قبول «هارون الرشيد» بود و اسم و شهرتش در همه جا پيچيد، هارون او را در كياست، سخاوت، فصاحت و مانند آن از برترينهاى روزگار مىشمرد؛ در فصاحت برتر