پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٧ - شرح و تفسير هيجده اندرز مهم
الْمُتَّقينَ حَتَّى يَدَعَ ما لا بَأسَ بِهِ مُخافَةَ أنْ يَكُونَ فِيهِ بَأسٌ؛
كسى از متقين محسوب نمىشود مگر اينكه امورى را كه ذاتاً اشكالى ندارد ترك كند به سبب ترس از افتادن در امورى كه حرام است». [١]
در يازدهمين نكته حكيمانه امام عليه السلام مىفرمايد: «هيچ زهد و پارسايى همچون بىاعتنايى به حرام نيست»؛
(وَلَا زُهْدَ كَالزُّهْدِ فِي الْحَرَامِ)
گرچه بسيارى از افراد، زهد را تنها در سادهزيستن و به لباس و غذا و مسكن قناعت نمودن و بىاعتنا به مقامات دنيوى بودن مىدانند؛ ولى از نظر مبارك امام عليه السلام مهمترين زهد پرهيز از حرام است، هرچند زندگى انسان زياد ساده هم نباشد؛ اگر همان زندگى از حلال باشد دارنده آن فرد زاهدى است و آنكس كه زندگى بسيار سادهاى دارد و در همان زندگىِ ساده اموال مشتبه و مشكوكى هست زاهد واقعى نيست.
در اينكه زندگىِ ساده به ويژه هنگامى كه از هرگونه اموال شبههناك دور باشد مايه نجات از گناهان بسيارى و سبب توجه به ذات پاك پرودرگار است شكى نيست و به همين دليل هم در آيات قرآن و هم در روايات اسلامى به طور گسترده اهميت زهد و سپس ماهيت و حقيقت آن و نتايج پربارى كه بر آن مترتب مىشود بيان شده است.
بعضى از شارحان نهجالبلاغه در اينجا نوشتهاند كه زهد اگر به اين معنا باشد كه انسان اضافه درآمد خود را به ديگران بدهد و به زندگى سادهاى قناعت كند يك فضيلت است ولى هرگاه اضافه درآمد خود را ذخيره كند و فايده آن به كسى نرسد چنين زهدى كاملًا بىارزش خواهد بود.
در ذيل خطبه ٨١ در جلد سوم به اندازه كافى در مورد «زهد» شرح داديم، ازاينرو ضرورتى به تكرار آن نمىبينيم و تنها به يك روايت از امام صادق عليه السلام
[١]. مجمع البحرين، ماده «ورع».