بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١ - مثالهاى حيله رباى قرضى
مىفروشد، ولى شرط مىكند كه اگر تا يك سال پول را برگرداند معامله فسخ شود، سپس خريدار (وامدهنده) ملك خريدارى شده را به صاحب قبلىاش به مبلغ مشخّصى اجاره مىدهد، سپس در انتهاى سال، مالك قبلى، پول خريدار را مىدهد و معامله را فسخ مىكند.
اين را بيع شرط مىگويند، كه يكى از راههاى فرار از رباى قرضى است.
ولى اين راه نيز فرع بر جدّى بودن معامله بيع شرط است، نه صورى بودن.
٣- سومين طريق براى فرار از رباى قرضى، فروش چك مىباشد؛ يعنى اگر كسى مىخواهد مثلا مبلغ يك صد هزار تومان وام به ديگرى بدهد، و بيست هزار تومان سود از او بگيرد، و در عين حال گرفتار رباخوارى نشود، يك چك يك صد هزار تومانى نقد را به يك صد و بيست هزار تومان به او مىفروشد، كه او بعد از مدّت يك سال پرداخت نمايد؛ يعنى سود را در مقابل لاشه اين چك مىگيرد.
در مورد اين كه: «آيا اين معامله واقعيّت دارد؟ يا صورتسازى ظاهرى است؟»، بعدا سخن خواهيم گفت.
٤- راه ديگر فرار از ربا مسئله كارمزد است؛ كه بعضى از رباخواران، تحت اين نام رباخوارى مىكنند؛ به عنوان مثال، به شخص نيازمند وام، ظاهرا قرض الحسنه مىدهد، و سپس مىگويد: بايد فلان مقدار نيز به عنوان كارمزد، در مقابل زحمات و خدماتى كه براى پرداخت وام متحمّل شدهام بپردازى.