بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢ - ١- حيله در لغت و اصطلاح فقها
غالبا جنبه منفى دارد؛ هر چند گاهى نيز جنبه مثبت دارد.
ب: فيروزآبادى در «قاموس اللّغه» از حيله به «حذاقت» و «جودة النظر» تعبير كرده است، يعنى حيله نوعى مهارت داشتن و قدرت در تصرّف است. (الحلية الحذق و جودة النظر و القدرة على التصرف).
از كلام قاموس استفاده مىشود كه در مفهوم حيله، نه مخفى و پنهان بودن شرط است و نه اينكه حيله بايد غالبا جنبه منفى داشته باشد، بلكه شايد عكس آن استفاده شود.
ج: «مقائيس اللّغه» تعريف سومى ارائه مىدهد. به كلام ايشان توجّه كنيد:
«هو تحرك فى دور» يعنى حركت دورانى داشتن، ريشه اصلى حيله است و عرب سال را به همين جهت «حول» مىگويد؛ چون دوران دارد، و دوباره به جاى اوّل بازمىگردد و «حواله» را نيز بدين جهت حواله مىگويد كه يك حركت دورانى در آن وجود دارد، بدهكار طلبكار را به شخص ثالثى حواله مىدهد و او پرداخت مىكند و سپس با بدهكار محاسبه مىنمايد، ولى معناى ثانوى حيله، همان چارهجويى و مهارت در كار است.
خلاصه اين كه حيله به نظر او يك ريشه دارد كه همان حركت دورانى است، و يك معناى ثانوى دارد كه همان چارهجويى است، كه بر اثر حركت و تلاش ظاهر مىشود، منتهى گاهى بار مثبت دارد و گاهى بار منفى، اگر چه در فارسى معمولا جنبه منفى آن بيشتر است، به همين جهت «حيلهگر» را صفت انسانهاى بد مىآورند.