پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - قرآن و امامت
خدا» و «ولايت پيامبر» قرار گرفته است.
اين نكته نيز روشن است كه آيه فوق با اوصافى كه در آن آمده اشاره به شخص معينى مىكند كه در حال ركوع زكات پرداخته است، وگرنه لزومى ندارد كه انسان به هنگام ركوع نماز زكات خود را بپردازد، اين در حقيقت يك نشانه است نه يك توصيف.
مجموع اين قرائن نشان مىدهد كه آيه فوق اشاره پرمعنايى به داستان معروف على عليه السلام است كه حضرت مشغول ركوع نماز بود، مستمندى در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله تقاضاى كمك كرد، كسى جواب مساعد به او نداد، در همان حال على عليه السلام با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد، شخص نيازمند نزديك آمد و انگشترى پرارزشى كه در دست آن حضرت بود بيرون آورد پيامبر صلى الله عليه و آله با گوشه چشم جريان را مشاهده مىكرد، بعد از نماز سر به آسمان بلند كرد و چنين گفت: «خداوند! برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه روح او را وسيع گردانى، و كارها را بر او آسان كنى، و گره از زبانش بگشائى، و هارون برادرش را وزير و ياورش قرار دهيد ... خداوندا! من محمّد پيامبر و برگزيده توام، سينه مرا گشادهدار، و كارها را بر من آسان كن، از خاندانم على را وزير من فرما تا به وسيله او پشتم قوى و محكم گردد ....».
هنوز دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله پايان نيافته بود كه جبرئيل نازل شد و آيه فوق را با خود آورد.
جالب اينكه بسيارى از مفسران بزرگ اهل سنّت و مورخان و محدثان آنان نزول اين آيه را درباره على عليه السلام نقل كردهاند و