پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١ - نصب امام عليه السلام بر عهده كيست؟
از همه اينها گذشته پيشبينى وضع آينده، و فراهم آوردن مقدّمات تداوم مكتب از مهمترين امورى است كه هر رهبرى به آن مىانديشد، و هرگز به خود اجازه نمىدهد كه اين مسئله اساسى را به دست فراموشى بسپارد.
از اينها كه بگذريم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى سادهترين مسائل زندگى گاه دستوراتى بيان كرده، آيا براى مسئله خلافت و زعامت و امامت مسلمين نبايد برنامهاى تعيين كند؟!
مجموع اين جهات سهگانه، دليل روشنى است بر اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله حتماً روى مسئله تعيين جانشين اقدام كرده است، و بعداً به خواست خدا نمونههايى از روايات مسلم اسلامى را در اين زمينه خواهيم آورد كه اين واقعيّت منطقى را روشنتر مىكند كه پيامبر هرگز در طول عمر خود از اين مسئله حياتى غافل نماند هر چند امواج سياستهاى خاصّى بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله كوشيدند كه اين مطلب در اذهان مردم وارد كنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله جانشين تعيين نكرده است.
آيا باوركردنى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در غزواتى كه چند روزى از مدينه بيرون مىرفت (همانند غزوه تبوك) مدينه را خالى نگذارد، و اقدام به تعيين جانشين كند، ولى براى بعد از مرگ خود هيچ اقدامى ننمايد، و امت را در ميان انبوهى از اختلافات و سرگردانىها به حال خود رها سازد، و تداوم اسلام را از طريق رهنمود براى آينده به طور كامل تضمين ننمايد؟!
مسلماً عدم تعيين جانشين خطرات بزرگى براى اسلام نوپا داشت، و عقل و منطق مىگويد چنين امرى محال است كه از پيامبر