پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - معاد به زندگى مهفوم مىدهد
تفتيده و سوزان را نزديك دست برادرش كه خواهان تبعيض در بيتالمال است ببرد، و هنگامى كه فرياد برادر بلند مىشود، به او اندرز مىدهد و مىگويد: «تو از شعله آتش كوچكى كه همچون بازيچهاى در دست انسانى است فرياد مىكشى، امّا برادرت را به سوى آتش هولناكى كه شعله قهر و غضب پروردگار آن را برافروخته مىكشانى؟» [١]
آيا چنين انسانى را با چنين ايمانى مىتوان فريب داد؟
آيا با رشوه مىتوان وجدان او را خريد؟
آيا مىتوان با تشويق و تهديد او را از مسير حق به سوى ظلم منحرف ساخت؟!
قرآن مجيد مىگويد: هنگامى كه گنهكاران نامه اعمال خود را مىبينند فريادشان بلند مىشود و مىگويند: «ما لهذا الكتاب لا يغادر صغيرة و لا كبيرة الّا احْصاها»؛ «اين چه نامهاى است كه هيچ گناه كوچك و بزرگى نيست مگر اينكه در آن ثبت است». [٢]
و به اين ترتيب موج نيرومندى از احساس مسئوليّت در برابر هر كار در اعماق روح انسان ايجاد مى شود، كه او را در برابر انحرافات و گمراهىها، ظلمها و تجاوزها كنترل مىكند.
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٢٤
[٢]. سوره كهف، آيه ٤٩