پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - خدا جويى
از كجا آمدهايم؟ در كجا هستيم؟ و به كجا مىرويم؟
و ما اگر پاسخهاى اين پرسشهاى سهگانه را بدانيم؛ چقدر خوشبخت خواهيم بود؟ يعنى بدانيم آغاز زندگى ما از كجا شروع شده و سرانجام به كجا خواهيم رفت؟ و اكنون چه وظيفهاى داريم؟
روح جستوجوگرِ ما به ما مىگويد: بايد آرام ننشينى تا پاسخ اين سؤالات را پيدا كنى.
گاهى در يك حادثه رانندگى، كسى مجروح و بيهوش مىشود؛ و براى درمان قطعى، او را به بيمارستان مىبرند؛ هنگامى كه حال او كمى بهتر مىشود و به هوش مىآيد؛ نخستين چيزى كه از اطرافيان خود مىپرسد اين است كه اين جا كجاست؟ چرا مرا به اين جا آوردهاند؟ و كى از اينجا خواهم رفت؟ اينها نشان مىدهد، كه انسان نمىتواند در برابر اين گونه سؤالها، خاموش بنشيند.
بنابراين نخستين چيزى كه ما را به دنبال خداجويى و شناسايى آفريننده جهان هستى مىفرستد؛ همان روح تشنه و جستوجوگر ما است.
٢- حس شكرگزارى- فكر كنيد شما را به يك ميهمانى آبرومندانه دعوت كردهاند، و همه گونه وسائل پذيرائى براى راحتى شما فراهم ساختهاند، امّا چون شما به اتّفاق برادر بزرگترتان كه واسطه اين دعوت است، به اين ميهمانى مىرويد، ميزبان خود را درست نمىشناسيد شك نيست كه به هنگام ورود در اين مجلس دلپذير، نخستين فكر شما اين است كه ميزبان خود را بشناسيد و از او تشكر كنيد.