پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣ - امامان دوازدهگانه
محتواى اين احاديث
اين احاديث كه در بعضى «عزت اسلام» را در گرو «دوازده خليفه» و در بعضى ديگر بقا و حيات دين را تا قيامت در گرو آن دانسته، و همه را از قريش، و در بعضى همه را از «بنىهاشم» معرفى كرده، بر هيچ مذهبى از مذاهب اسلامى جز بر مذهب شيعه تطبيق نمىكند، چرا كه توجيه آن طبق اعتقاد اهل تشيّع كاملًا روشن است، در حالى كه علماى اهل سنّت براى توجيه آن گرفتار بنبست شديدى شدهاند.
آيا منظور خلفاى چهارگانه نخستين به اضافه خلفاى بنىاميه و بنىعبّاس مىباشد؟
در حالى كه مىدانيم نه تعداد خلفاى نخستين دوازده نفر بود، و نه به انضمام بنىاميّه، و نه بنىعباس، و اين عدد دوازده با هيچ حسابى تطبيق نمىكند.
به علاوه در ميان خلفاى بنىاميّه كسانى مثل «يزيد» و در ميان بنىعبّاس كسانى همچون «منصور دوانيقى» و «هارون الرشيد» بودند كه در ظلم و استكبار و جنايت آنها احدى ترديد ندارد و ممكن نيست آنها به عنوان خلفاى پيامبر و مايه عزّت و سربلندى اسلام محسوب شوند، هر قدر معيارها را نيز ساده فرض كنيم باز آنها قطعاً بيرونند.
و از اينها كه بگذريم عدد دوازده را در هيچ مورد جز ائمه دوازدهگانه شيعه نمىيابيم.