پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠ - قرآن و امامت
اين مسئله مهم مسلماً مربوط به توحيد و شرك يا مبارزه با دشمنانى از يهود و منافقان و غير آنها نبوده، چرا كه تا آن زمان (هنگام نزول سوره مائده) اين مسئله كاملًا حل شده بود.
ابلاغ احكام ساده اسلامى نيز داراى چنين نگرانى و اهميّتى نبوده، چرا كه طبق ظاهر آيه فوق حكمى بوده همسنگ و هموزن رسالت كه اگر ابلاغ نمىشد حق رسالت ادا نشده بود. آيا چيزى جز مسئله جانشينى و خلافت پيامبر مىتواند باشد؟ به خصوص اينكه آيه در اواخر عمر پيامبر نازل شده است، و تناسب با مسئله خلافت دارد، كه تداوم مسئله نبوّت و رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است.
علاوه بر اين روايات زيادى از جميع كثيرى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله از جمله زيد بن ارقم، ابوسعيد خدرى، ابنعباس، جابر بن عبداللَّه انصارى، ابوهريره، حذيفه و ابن مسعود نقل شده كه بعضى از اين روايات به يازده طريق به ما رسيده و گروه عظيمى از دانشمندان اهل سنّت اعم از مفسران و محدّثان و مورخان، آنها را نقل كردهاند كه آيه فوق درباره على عليه السلام و داستان روز غدير نازل شده است. [١]
ماجراى «غدير» را به خواست خدا بعداً در بحث «روايات و سنّت» ذكر خواهيم كرد، ولى در اينجا همين اندازه يادآور مىشويم كه اين آيه نشانه روشنى است بر اينكه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله موظّف بوده كه به هنگام بازگشت از آخرين حج و در اواخر عمرش على عليه السلام را رسماً به جانشينى خود نصب كرده و به
[١]. براى اطّلاع بيشتر در اين زمينه به كتاب «احقاق الحق» و «الغدير» و «المراجعات» و «دلائل الصدق» مراجعه نماييد