پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - نياز به وجود پيامبران از نظر طرح قوانين
كشش آن از عهده آنها برنيايد.
همچنين احتمال ريزش كوههاى اطراف، فرو ريختن حاشيه درّههايى كه قطار از كنار آن مىگذرد و احتمال سيلابها و بهمنها نيز دقيقاً محاسبه شود، تا قطار در هر شرايطى بتواند به سلامت از آن جادّه بگذرد و مسائل مهم ديگرى از اين قبيل.
با توجّه به اين «مثال» به «جامعه انسانى» برمىگرديم:
قانونگذارى كه مىخواهد بهترين قانون را براى انسانها بگذارد بايد صفات زير را داشته باشد:
١- نوع انسان را به طور كامل بشناسد و از تمام غرائز و عواطف و نيازها و مشكلات او كاملًا آگاه باشد.
٢- تمام شايستگىها و استعدادهايى را كه در انسانها وجود دارد، در نظر گيرد و براى شكوفا شدن آنها از قوانين استفاده كند.
٣- حوادثى را كه ممكن است براى جامعه پيش آيد از هر نوع، و همچنين عكسالعملهاى لازم را بتواند به خوبى پيشبينى كند.
٤- هيچ گونه منافع خاصّى در جامعه نداشته باشد، تا به هنگام وضع قوانين فكرش متوجّه منافع شخص خود يا وابستگان و گروه اجتماعيش نگردد.
٥- اين قانونگذار بايد از تمام پيشرفتهايى كه ممكن است نصيب انسان گردد و همچنين انحطاطها و سقوطها آگاه باشد.
٦- اين قانونگذار بايد حداكثر مصونيت از خطا و اشتباه و فراموشى را داشته باشد.