پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢ - يك بحث تكميلى براى
بوده، با آن انس گرفتهايم لذا ما ميل داريم همه چيز را با مقياس آنها بسنجيم.
به عبارت ديگر ما هر چه ديدهايم جسم و خواص جسم بوده، يعنى موجوداتى كه داراى زمان و مكان معيّنى بودهاند؛ ابعاد و اشكال مخصوصى داشتهاند، با اين حال تصوّر خدايى كه نه جسم دارد، نه زمان و نه مكان، و در عين حال به تمام زمانها و مكانها احاطه دارد، و از هر نظر نامحدود است؛ كارى است دشوار؛ يعنى احتياج دارد كه با دقّت در اين راه گام برداريم.
امّا يادآورى اين نكته بسيار لازم است كه ما به حقيقت ذات خدا هرگز پى نخواهيم برد، و انتظار آن را هم نبايد داشته باشيم، زيرا چنين انتظارى به اين مىماند كه انتظار داشته باشيم اقيانوس بيكرانى را در ظرف كوچكى جاى دهيم، يا فرزندى كه در درون شكم مادر است، از تمام جهان بيرون باخبر گردد، آيا چنين چيزى ممكن است؟
و اينجا است كه يك لغزش كوچك ممكن است انسان را فرسنگها از جاده اصلى خداشناسى به دور اندازد و در سنگلاخ بتپرستى و مخلوقپرستى سرگردان سازد. (دقّت كنيد) خلاصه اينكه بايد متوجّه باشيم صفات خدا با صفات مخلوقات هرگز مقايسه نكنيم.
صفات جمال و جلال
معمولًا صفات خدا را به دو دسته تقسيم مىكنند: صفات ثبوتيه يعنى آنچه خداوند آنها را داراست و صفات سلبيه يعنى آنچه