پنجاه درس اصول عقايد براى جوانان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - دلائل عدالت پروردگار
٢- نياز- گاه نياز به چيزهايى كه در دست ديگران است انسان را وسوسه مىكند كه دست به اين عمل شيطانى بزند، در حالى كه اگر بىنياز بود در اين گونه موارد دليلى بر ظلم نداشت.
٣- عجز و ناتوانى- گاه انسان مايل نيست در اداى حق ديگرى كوتاهى كند امّا قدرت و توانايى اين كار را ندارد، و ناخواسته مرتكب «ظلم» مىشود.
٤- خودخواهى و كينهتوزى و انتقامجويى- گاه هيچ يك از عوامل فوق در كار نيست، امّا «خودخواهى» سبب مىشود كه انسان به حقوق ديگران تجاوز كند، و يا «حسّ انتقامجويى» و «كينهتوزى» او را وادار به ظلم و ستم مىكند، و يا روح «انحصارطلبى» سبب تعدّى به ديگران مىشود ... و مانند اينها.
امّا با توجّه به اينكه هيچ يك از اين صفات زشت، و اين نارسايىها و كمبودها در وجود مقدّس خداوند راه ندارد زيرا او به همه چيز عالِم، و از همه بىنياز، و بر هر چيز قادر، و نسبت به همگان مهربان است، معنى ندارد مرتكب ظلمى شود.
او وجودى است بى انتها و كمال او نامحدود است از چنين وجودى جز خير و عدالت، جز رأفت و رحمت سرچشمه نمىگيرد.
و اگر بدكاران را كيفر مىدهد در حقيقت نتيجه اعمال آنهاست، كه به دست آنها مىرسد، همانند كسى كه بر اثر استعمال موادّ مخدّر يا نوشيدن مشروبات الكلى به انواع بيمارىهاى كشنده مبتلا مىگردد. قرآن مجيد مىگويد: هل تجزون الا ما كنتم تعملون [١]؛ «آيا جزاى شما چيزى جز اعمال شما هست؟!»
[١]. سوره نمل، آيه ٩٠