هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٢٨

اخروى ، همين ذكر [١] بود و حبيب حضرت اله هم از اين معنى آگاه مى گرداند طالبان لقاء اللّه را كه: «لا إله إلاّ اللّه مفتاح الجنّة» . [٢]

نظم

به زير گلبن وصلش نخوانده بلبل جانسرود عشق بجز «لا إله إلاّ اللّه » اى سعادتمند! مرشدان طريقت و سالكان راه حقيقت كه در ترقّى بر معارج و عروج بر مدارج و كسب معارف و سير بر مراتب و مواقف و ملاحظه اطوار و مشاهده انوار ، توسّل به ذكر «لا إله إلاّ اللّه » نموده اند ، در اشتغال بدان ، رعايت [٣] امرى چند فرموده اند كه هر يك از آن طالبان كمال و راغبان وصال و تشنگان زلال جمال حضرت [٤] ملك متعال را رابطه عظيم و واسطه جسيم است در [٥] وصول به مقاصد و حصول [٦] مطالب ، و اطلاع بر فوايد آن ، مباشران آن را معاون و معاضد بلكه واجب است و اصول آن سه است: اول در حين ذكر ، حبس نَفَس كردن و در اين چند حكمت [٧] است: يكى آن كه كثرت ذكر را منافع بيشتر است ؛ چنانچه اين معنى در احاديث و آيات ، مقرّر است و تحليل روح در هر حركتى كه بود ، واقع است و در كثرت ، زياده گردد و حبس نَفَس مانع آن است ؛ چنانچه نمطى از اين سخن در بعضى احاديث ، گذشته است و از معتقدات هنديان در اين امر هم مذكور شده . [٨] ديگرى آن كه جمع خاطر [٩] از خواطر و حواس از احساس كه در جميع عبادات [١٠] اساس كلّى است ، بدون آن ميسّر نيست .


[١] ف: + توحيد .[٢] كنز العمّال ، ج ١٠ ، ص ٥٩٤ ؛ الدرّ المنثور ، ج ٦ ، ص ٦٢: «مفتاح الجنّه شهادة أن لا إله إلاّ اللّه »[٣] م : رعايتى .[٤] ف: ـ حضرت .[٥] ف: و .[٦] ف: + به.[٧] ف : كلمه.[٨] ف: + و .[٩] ف: خواطر .[١٠] . ف: ـ عبادات .