هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٢٦
بدان طاعت مأمور ؛ چنانچه در ديگر احاديث بدين معنى ايمايى شده و شكر جوارح و اركان عبارت از اين حالات است . و ببايد دانست كه صاحب اين امور خطيره را چند حال ، شاهد حصول كمال اين احوال گردد: اول اظهار شكر بر مكاره و نعمات و سرور به وقوع مصيبات و نكبات ، هم چنانچه [١] بر حصول محبوبات و مطلوبات . و بيان اين معنى كرده است آن كه گفته: [٢]
نظم
به هر حال مر [٣] بنده را شكر بهكه بسيار بد باشد از بد بتر دوم استيلاى خجالت و حيا بر سر وى از ملاحظه تتابع نعمت ها بى سابقه خدمتى و استحقاق رعايتى . سيوم [٤] رعايت حسن تواضع [٥] و اظهار تذلّل در حضرت منعم . چهارم رعايت آداب شكر در باب وسايط حصول نعمت چنان كه در نفس نعمت . پنجم محافظت حسن ادب به استعمال نعم در رضاى منعم . ششم احتراز از [٦] آفات اعتراض به سبب تأخير وصول نعمت . هفتم استعظام [٧] قليل حقير به رؤيت عنايت جبّار كبير . هشتم حسن قبول نعم به شهود مراد منعم از افاضه نعمت . نهم غلبه خوف بر باطن وى از وقوع كفران نعمت حضرت منّان به خطا و غير آن . دهم حصول فرح [٨] به وصول نعم يا به واسطه نفع كه بدان به عبادات [٩] قيام
[١] ف: هم چنان كه .[٢] ف: + است .[٣] ف: هر .[٤] ف: سيم .[٥] ف: توابع .[٦] ف: ـ از .[٧] م ، ف : استعطام .[٨] ف: قرح .[٩] ف: عبارات .