هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٢٤
اى سعادتمند! نزد اهل حق و واقفان سراير حاكم مطلق ، نفى ماسوى اللّه و اثبات حضرت اله كه مضمون ميمون «لا إله إلاّ اللّه » و ملزوم اظهار سرّ «الحمد للّه » است ، بر سه وجه است ؛ چنانچه گفته اند:
نظم
ذكر بر سه وجه باشد بى خلافتو ندانى اين سخن را از [١] گزاف اول موسوم به ذكر بود و عوام ، اسلام را اين مرتبه دست دهد و در اين چند چيز بايد كه مرعى بود ، تا منتج رحمت رحمانى و ملزم عنايت حضرت [٢] صمدانى گردد: [٣] يكى اخلاص كه جاذب انوار صفا و كاسب اطوار وفاست ؛ چنانچه در حين تلفّظ بدين كلمه ، ملاحظه معنى او نمايد [٤] و به صدق تمام ، آن را ادا فرمايد [٥] .
نظم
ذكر را اخلاص مى بايد نخستذكر بى اخلاص كى باشد درست ديگرى قطع نظر از جرّ نفعى و يا دفع ضرّى كه باعثه سمعه و رياست . ديگرى اجتناب از غافلى و كاهلى كه منتج حرمان از كسب سعادت عقبى است . ديگرى توجّه تام به حضرت معبود كه مقصود و مراد جمله اشياست . ديگرى اشتغال از سر شوق و ذوق كه شيمه طالبان لقاست . ديگرى ملازمت و مداومت در اوقات لايقه كه قوابل ورود فيوض حضرت اعلى است و فلاح اخروى كه ثمره اين ذكر لسانى است ـ چنانچه هم فحواى كلام حضرت نبى منعام عليه الصلاة والسّلام ، از آن خبر مى دهد كه [٦] «يا أيّها الناس ، قولوا لا إله إلاّ اللّه تفلحوا» [٧] ـ منوط به تحقيق اين امور مذكوره است .
[١] ف: نى .[٢] ف: ـ حضرت .[٣] م: + و .[٤] ف: نمايند .[٥] ف: فرمايند .[٦] ف: ـ كه .[٧] مناقب آل أبي طالب ، ج ١ ، ص ٥١ ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج ١ ، ص ١٥ و ج ٢ ، ص ٦١٢ .