هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣١٤
هياكل نويسند و تمثال سازند و بعضى در اوان تسخير ، جنب نيز باشند و از اين نوع حركات كنند .
نظم
بگردان زين همه اى راهرو روىهميشه «لا اُحبُّ الآفلين » [١] گوى و جمعى ديگر ، زمان را پرستند و ترصّد آنات او كنند و جميع اشيا را در صدور ، محتاج بدو دانند و او را به هيچ چيز محتاج ندانند و عدم او را مستلزم محال بينند و به ازليّت و ابديّت و سرمديّت [٢] معتقد باشند و اين قوم ، موسوم به دهرى اند و حكايت ايشان مشهور است و احتياج به تفصيل ندارد . [٣] و جمعى ديگر به حروف ، تقرّب جويند ؛ چه جميع جنّ و شياطين و ارواح و حيوانات را مسخّر آدمى به واسطه تأليف حروف و اسما و تكلّم [٤] دانند و انتظام امور دنيوى را در ضمن كلام و كلمه مندرج يابند [٥] از اوامر و نواهى شرعى و عرفى و وصول به مثوبات را نيز به بركت [٦] كلام و كلمات شناسند و جمله تعليمات و ارشادات و طلسمات و تسخيرات و تحريك آثار علويات را منوط به الفاظ و حروف و اسما بينند . بلكه جميع اشيا را مظاهر اسما گويند و بنا بر اين در تعظيم حروف كوشند و اغتراف مياه مراد از ظروف [٧] حروف جويند . بعضى بيست و هشت حرف تازى را اعتبار كنند و بعضى سى و دو حرف پارسى را [٨] و بعضى پنجاه و چهار حرف هندى را و در تأليفات كلمات ، احتياطات كنند و آنچه طبايع ايشان با هم مناسبت نپذيرد و به حدّ افراط و تفريط ، مايل بود ، از آن اجتناب كنند و اسماى ملايكه موكّل خير و [٩] ملايكه موكّل شرّ ، پيدا سازند و تسخير كنند و به وقت حاجات ، بدان ها توسّل نمايند
[١] سوره انعام ، آيه ٧٦ .[٢] ف: + او را .[٣] ف: و محتاج به تفصيل نمى باشد .[٤] ف: كلمات .[٥] م: + و.[٦] ف: هركه (ببركه) .[٧] ف: + و .[٨] ف: سى و دو حرف را كه پارسى است .[٩] ف: ـ ملايكه موكل خير و.