هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٥٤
رابطه [١] وسيله قرب [٢] اوست به حضرت صمديّت ـ عزّ و علا ـ و مثمر ظهور محبّت از جناب احديّت ـ تقدّس و تعالى ـ و عدول از نهج دين قويم و جاده مستقيم حبيب حضرت كريم ، علامت عدم آن ارتباط عظيم و مانع قرب رحمت رحيم و منتج عذاب اليم است . ليكن احبيّت و اقربيّت حاكم عادل و ابغضيّت والى جاير و اشديّت او در عذاب آخرت از دو وجه فهم مى شود: يكى [٣] آن كه چون كمال حكمت ذات متعاليه ، مقتضى انتظام عالم حسّى است و نفوس و طبايع نوع انسان [را] در اول خلقت و بدايت فطرت به [٤] سبب تنوّع خصوصيّات و اختلاف استعدادات در قابليّت فيضان انوار ، تجليّات جمالى و جلالى متفاوت افتاده است و بدين جهت مقاصد و اغراض خلايق ، مختلف گشته و تباين در اقوال و افعال و عقايد امم ، ظاهر شده و صفات متضادّه هرجا ظهور كرده ، هر آينه سنّت الهى بر آن جارى شده كه در هر زمانى در ميان خلق ، حاكمى عادل و مصلحى كامل پديد آيد [٥] تا اعمال عمّال اولاد آدم و احكام اشغال اهل [٦] عالم را بر [٧] نهج صواب به قوّت [٨] فصل خطاب مسلوك و محفوظ دارد و در تنفيذ احكام و اوامر الهى غاية الإمكان سعى نمايد و به جهت حفظ حدود قواعد نظام ميان خواص و عوام به مقتضاى عدالت ، تسويه نگاه دارد و به زواجر سياسى و موانع حكمى ، دست تعدّى اقويا از ضعفاى مظلوم ، كوتاه گرداند تا از آثار طباع سباع و انعام بين الانام صور ظلم و انظلام به ظهور نرسد و انتظام مقرّر شود چنانچه از انبيا و رسل ـ صلوات اللّه عليهم في كل وقت و حين ـ و از خلفاى ايشان ـ رضوان اللّه عليهم اجمعين ـ آنچه كمال حق اين امر بود ، به ظهور پيوست و شك نيست كه ايشان [٩] احبّ و اقرب و اكرم
[١] ف: ـ معنوى ... رابطه.[٢] ف: قريب .[٣] ف: اوّل .[٤] ف : ـ به .[٥] ف: ـ آيد .[٦] ف: ـ اهل .[٧] ف: به .[٨] ف: قوه .[٩] ف: ـ ايشان .