هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٩٣
توطّن در قصور جِنان و ملزم حصول سعادت لقا و منتج وصول به دولت فنا و بقاست ، اطوار بسيار و مراتب بى شمار است . امّا از روى اجمال و كلّيه ، دو مرتبه ، ايشان را دست دهد كه مضمون كلام نبوى عليه السلا [١] مخبر از آن و امر بدان بود: مرتبه اول ، اطمينان نفس است كه آن ميرانيدن اوست از اوصاف ذميمه شيطانى و سبعى و بهيمى و زنده گردانيدن او به اخلاق حميده انسانى و اين حال ، بدايت كمال بود ؛ چه [٢] سَيَران در صحراى عالم روحانى و طيران در فضاى ملك معنوى ، بعد از فوز بدين رتبه ميسّر گردد و اين حالت را با حالت موت از سه وجه ، مناسبت بود ؛ يكى آن كه جميع اوصاف قبيحه و اهواى سيئه و مشهيات [٣] و مرغوبات ، در اين مرتبه زايل گردد ، چنانچه به موت . دوم [٤] آن كه چون نفس ، مطمئنه شود ، صفت ترابيّت بر او غالب گردد و موت ، خود بر طبع خاك بود . سيوم [٥] آن كه انسان بعد از اطمينان نفس ، به علوم [٦] و حقايق عالم باطن متنبه شود ؛ چنانچه به موت از اسرار عالم باقى ، تنبّهى حاصل مى نمايد . و اشعار بدين مقصود در كلام انبيا و اوليا ـ سلام اللّه عليهم أجمعين ـ بسيار است و از كمال اين مرتبه خبر داده است ؛ آن كه گفته:
نظم
خاك شو خاك تا برويد گُلكه بجز خاك نيست مظهر كُل مرتبه دوم ، فناست در بحر احديّت و اتصال به مبدأ حقيقى كه حضرت وحدت است و در اين حال ، چون ادراك و شعور و تعيّنات ، جمله مرتفع و از همه مبرّا و منزّه است ، به موت ، اشبه بود . اما در كسب رتبه اولى چون بنده را فى الجمله اختيارى هست ، امر به تحصيل آن از تكليف مالايطاق ، خالى بود و در ثانيه اگر چه بنده را هيچ اختيارى نبود ، ليكن [٧]
[١] م ف : صلى اللّه عليه وآله .[٢] ف: + در .[٣] ف: مشتهيات .[٤] ف: دويم .[٥] ف: سيم .[٦] ف: معلوم (به علوم) .[٧] . ف: وليك .