هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٠٤
موجودات اند ـ بدين سبب از سعادت ايمان ، محروم مانده اند و از دولت عرفان ، بى نصيب شده «ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على أبصارهم غشاوة و لهم عذابٌ عظيم » . [١] و جمعى ديگر ملاحظه كرده اند كه جماد و نبات اگر چه به ترتيب [٢] وجود ، مقدّم اند و به مبدأ ، اقرب ؛ فامّا از رتبه كمال انسانى ، بعيداند و انسان را در تحريك قوا و ارواح ، توسّل به چيزى جستن كه در مظهر اسرار [٣] كمال ، قريب به مرتبه او بود و [٤] فى الجمله تقدّمى نيز داشته باشد تا رجوع بدو تواند نمود ، اولى است . على الخصوص كه يك صفتى از صفات انسان در او به كمال بود ، تا مناسبت حاصل باشد . پس به حيوانات تقرّب جسته اند و در حيوانات ، چون گاو را مظهر شهوت بطنى يافته اند ، او را پرستش كنند و به بول او روى شويند [٥] و زبل او را بر مساكن خود [٦] مالند و گِرد او برآيند و رعايت او [٧] نمايند و طلب حاجات از او كنند . «لهم في الدنيا خِزيٌ و لهم في الآخرة عذابٌ عظيم » [٨] و حكايت پرستش قوم سامرى ، عجل را و سبب آن در تفاسير مشروحا مذكور است . احتياج به ايراد آن [٩] نباشد . و جمعى ديگر كه انسان [١٠] كامل را مظهر قوا دانسته اند و هرچه در جميع مراتب ، بالقوه است ، در او بالفعل يافته اند . عبادت او [١١] كنند و در تسخير ارواح ، از باطن او استمداد نمايند و نزول فيض و تحريك قواى ملكوتى را از خاصيّت توجه به وجود او دانند و اينها طوايف اند بعضى را معتقد آن است كه تأثيرى كه در عالم عناصر واقع است ، از اوضاع سماوى است كه به ادوار ، حاصل مى گردد و مبدأ ادوار عالم را از صفر حمل كه اول بروج است ، اعتبار كرده اند و ترتيب [١٢] آن را به كوكب زحل كه
[١] سوره بقره ، آيه ٧ .[٢] ف: رتبت .[٣] ف: + نه .[٤] . ف: ـ و .[٥] ف: به بول، روى او شويند .[٦] ف: ـ خود .[٧] ف: ـ او .[٨] سوره بقره ، آيه ١١٤ .[٩] م: اين .[١٠] ف: + قوى .[١١] ف: ـ او .[١٢] م: ترتيب .