هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٩٥

تنزيل فرقانى كه «و كذلك نُري إبراهيمَ ملكوتَ السموات والأرض وليكونَ من الموقنين [١] » [٢] مبنى از اين مقاصد است .

نظم

حقّا كه به هر دو كون اميرىگر پيشتر [٣] از اجل بميرى مردان كه ره خدا سپردنددر عالم زندگى بمردند و بدان كه اهل توفيق ، چنان تحقيق كرده اند كه عالم مثال كه برزخ است ميان عالم غيب و شهادت ، دو است: [٤] يكى را برزخ اولى گويند كه ميان ارواح مجرده و اجسام ، واقع است و صور عالم ظاهر و مكنونات دنيا جمله در اين برزخ بود و از اين جا به عالم شهادت تواند آمدن و اهل حال بدين عالم مثال رجوع نمايند و بر مغيبات به تأييد اللّه اطّلاع يابند و از وقوع حالات خبر دهند و مطالعه احوال اهل [٥] كمال اين جا كنند . و دوم [٦] را برزخ اخرى گويند كه ارواح ، بعدالحيات بدان جا روند . و [٧] صور جميع اعمال و اخلاق كه در نشئه دنيا مكتسب شده باشد ، در اين برزخ باشد [٨] و آن صور به شهادت باز نيايند [٩] و دقايق اين حقايق ، بسيار است و اطلاع از وجه سماع بر آن دشوار است [١٠] و هركه را درد تحقيق اين اسرار است ، علاج او ديدن اطوار است .

نظم

{ آنچه بيند قدم به يك دم حالننويسد قلم به پنجه سال } { عارفان ديده را قدم كردندپس زبان را از آن قلم كردند } اى سعادتمند! اكتساب كمالات و فوز به درجه ارباب كرامات كه نتيجه هبوب


[١] م : (ناخوانا) . ف : المؤمنين .[٢] سوره انعام ، آيه ٧٥ .[٣] ف: بيشتر .[٤] ف: ـ دو است .[٥] ف: ـ اهل .[٦] ف: دويم .[٧] ف: ـ و .[٨] م: باشند .[٩] ف: بازنيابند .[١٠] ف: ـ است .