هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٦٧
يعنى هر كه سخن [١] ديگرى پيش تو گويد ، بى شك سخن تو پيش ديگرى برد . سيوم [٢] آن كه چون به جهت زَلّت و يا تقصيرى بر مسلمانى غضب كند و وجه امكان عفو باشد ، از سه روز بيشتر تأخير عفو نكند [٣] مگر آن كه غضب به جهت امرى كرده باشد كه در آن نقصان دين بوده باشد ؛ چه در اين معنى اگر همه عمر ، او را مهجور گرداند [٤] شايد . اما در امور دنيوى [٥] عفو ، اولى تر . در اذكار مذكور است كه هر كه او عفو كند [٦] گناه [٧] برادر مؤمن را ، خداى عزّ وجلّ ، عفو كند گناهان او را روز قيامت . در خبر است كه حق ـ جل و علا ـ وحى فرمود به يوسف عليه السلام كه: «اى يوسف! بدان سبب كه عفو كردى از برادران خود ، نام تو را بلند گردانيديم» . [٨] چهارم آن كه فيض عدل و احسان بر جميع رعايا [٩] عام گرداند و در نشر احسان ميان اهل و نااهل تميز نكند ؛ زيرا كه پادشاه ، سايه حق [١٠] است . چنان كه [١١] رحمت حق ـ عزّ اسمه ـ كافر و مؤمن را شامل است ، هم چنين عدل [١٢] عادل بايد كه نيك و بد را شامل بود . در خبر است كه فاضل ترين عقل بعد از ايمان ، دوستى كردن است با خلق و نيكى كردن با نيكان و بدان و نبينى كه حضرت حق ـ جلّ و علا ـ در بهترين اشيا كه [١٣] حيات است و بدترين اشيا كه موت است ، مساوات رعايت فرموده و آب و نان را بر جمله عام گردانيده . پنجم آن كه به سبب تجبّر و حكومت پادشاهى ، به استيلاء ، نظر در حرم مسلمانان نكند و بى استيذان در منازل [١٤] رعايا نرود . نقل است كه رسول عليه السلامبا جلالت حكم و نبوّت بر در خانه مسلمانى كه [١٥] شدى ، سه بار آواز دادى . اگر اجازت دادندى
[١] م: سخنى .[٢] ف: سيم .[٣] م: كند .[٤] م: + كه .[٥] ف: دنيا .[٦] م: ـ كند .[٧] ف: ـ گناه .[٨] ف: گردانيدم .[٩] ف: بر رعايا جميعا .[١٠] ف: پروردگار .[١١] ف: چنانچه .[١٢] ف: + و .[١٣] ف: ـ كه.[١٤] ف: + و مخازن .[١٥] م: ـ كه .