هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٢٤٠

منهم أئمةً يهدون بأمرنا لمّا صبروا » [١] يعنى ما كه [٢] خداونديم ، به كمال حكمت خود جمعى از ملازمان بساط عبوديّت و مراقبان آثار نفحات ربوبيت را به يمن بدرقه صبر و استقامت به اوج درجات مقتدايى و امامت رسانيديم و نفوس زاكيه آن مقبولان حضرت را به شرف خلعت كرامت ، مخصوص گردانيديم و مفتاح هدايت ، به دست تصرّف آن هاديان مهدى داديم و گنج درايت ، در قبضه همّت ايشان نهاديم و نعيم اخروى و سلطنت معنوى را كه نعمت بى غايت و دولت بى نهايت است ، جزاى وفاى صابران ساختيم كه «إنّما يوفّى الصّابرون أجرهم بغير حساب » . [٣]

نظم

آنها كه به صبر پيش بردندمقصود ز جمله بيش بردند اى سعادتمند! لمعات بروق معانى اين حديث حبيب حضرت صمدانى ، منوّر ظلمت غفلت خواطر ، وقتى گردد كه وابل وجه حقيقت صبر از نقاب غمام خفا ظاهر گردد . پس ببايد دانست كه صبر به چند معنى آمده و مرجع جمله به اثبات باعث خير در مقابل باعث شرّ است و مراد از خير ، معروفات و مأمورات است و از شرّ ، مناهى و منكرات . و يقين است كه بواعث خير جز اخلاق حسنه نبود و از اين جا ظاهر گردد كه هر فعلى [٤] حسن كه در مقام امكان صدور فعلى [٥] قبيح ظاهر شود [٦] از صبر بدو تعبير توان نمود . و جابر بن عبد اللّه انصارى رضى الله عنه روايت كرد كه از رسول عليه السلا [٧] پرسيدند كه: ايمان چيست؟ فرمود كه: «الصّبر و السّماحة» [٨] يعنى ايمان ، حبس نفس است در مضايق طاعات معنوى و ملازمت تحصيل سعادات اخروى و مساهلت اهتمام به اسباب و [٩]


[١] سوره سجده ، آيه ٢٤ .[٢] م: ـ كه .[٣] سوره زمر ، آيه ١٠ .[٤] ف: فعل .[٥] ف: فعل .[٦] ف: + و .[٧] م ف: صلى اللّه عليه وآله .[٨] مسند أحمد ، ج ٤ ، ص ٣٨٥ ؛ مجمع الزوائد ، ج ٥ ، ص ٢٣٠ .[٩] . ف: ـ و .