هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣١١
منسوب است . و [١] هم چنين جهت هر دورى صورتى كه مناسب آن برج يافته اند ، متجسّد به جسدى كه مناسب آن كوكب شناخته اند ، به طبع و لون و غير آن سازند و جهت اتميّت نسب از حروف و اعداد و غيرها آنچه مناسب دانسته اند ، بر آن مثال ها بنگارند . پس به وقت حاجت در مهمّات ، توسّل به هر يكى نمايند ، مناسب آن مهم . چنانچه جهت طلب امور خير ، به مشترى و قوس و امثال آن تقرّب جويند و تمثال آنها را پرستند و بخورات خوش بوى مناسب كنند و ادعيه لايقه خوانند و امثال اين افعال . و جهت طلب امور شرّ به مريخ و سرطان و مانند آن تقرّب جويند و تمثال هاى ايشان را پرستند و بخورات بدبوى مناسب كنند و ادعيه در خور آن تأليف نمايند و اكثر اين افعال در مساعات و آناتى [٢] كنند كه مناسب كوكب مطلوب بود ، به طريقى كه به كتب نجومى مقرّر است و [٣] بدين افعال و ممارثت اين حركات ، ايشان را ملكات دست دهد و انواع سحرها ظاهر مى سازند . [٤] و بعضى ديگر ، مبدأ آثار مزاجات و قرانات ، [٥] كواكب را دانند [٦] در دوازده برج چنانچه اقواى مزاجات ، اجتماع سباعى را شناسند ، پس سداسى را ، پس خماسى را ، پس رباعى را ، پس ثلاثى را ، پس ثنائى را ، و از قرانات دوازده گانه سباعى ، آنچه در صفر حمل واقع بود ، اعظم و اعلى دانند و از اين جاست كه ابتداى ظهور ربع كره ارض را از كره آب كه ربع مسكون و عالم خاكى آن را گويند ، از اجتماعى [٧] اعتبار كرده اند كه در صفر حمل واقع بوده و تاريخ وقوع آن تحقيق نيست و [٨] بنا بر اين در عبادت ، به دوازده تمثال كه مؤثر كلى در افعال ، آنها را شناسند [٩] به جهت رعايت نسبت دوازده اجتماع سباعى در آن صور [١٠] تقرّب جويند . چنان كه از هفت جسد كه مناسب هفت كوكب سيّاره بود ، مخلوط ساخته ، دوازده صورت از صور [١١] بروج
[١] ف: ـ و .[٢] ف: آنانى .[٣] ف: ـ و .[٤] ف: سازند .[٥] ف: قرابات .[٦] م: دارند .[٧] ف: اجتماع .[٨] ف: ـ و .[٩] ف: + و توسّل جويند و .[١٠] ف: + به اجساد معدى امتزاج آنها .[١١] ف: ـ از صور .