هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٢٧

خاشاك خواطر و وساوس گيرد و جميع آن را بسوزد و شراره[اى] از آن در مشكات باطن افتد و مصباح فكرت بِدان برافروزد و ديده جانش به كحل الجواهر «إلاّ اللّه » مكحَّل شود و جريده جنانش ، زرافشان عشق دولت گردد . پس به چشم سِرّ ملاحظه انوار ربّانى و اسرار حضرت صمدانى مى كند و به قوّت استضائت [١] آن انوار ، به جانب سرادقات عالم وحدت مى خرامد و طىّ منازل كثرات مى نمايد و به ادراك هر مرتبه از مراتب قرب ، ازاله شكوك و شبهات مى فرمايد و فريده يقين و ايمان را به حكم «قل انظروا في ملكوت السّموات والأرض » [٢] در عمّان عوالم معنى مى طلبد . تا آنگاه كه در لجّى بحر تجلّى ذاتى غرقه گردد و صدف توحيد عيانى ، در دست مراد اوفتد و در اوان اين عيان ، لئالى حقيقت «إليه يصعد الكلم الطّيب » [٣] مشاهده [٤] شود و [٥] درر اسرار تعظيم حضرت جبّار ، مر امثال اين اذكار را كه «مَثَلُ كلمةٍ طيّبةٍ كشجرةٍ طيّبة [٦] أصلُها ثابتٌ و فرعُها في السّماء » [٧] مخزون صدور اولى الابصار گردد . و بيان اين مقاصد مى فرمايد آنچه در آثار وارد است كه [٨] «لا إله إلاّ اللّه يُنبِت الإيمانَ في القلبِ كما يُنبت الماءُ البقلة» يعنى مياه كلمه توحيد لا إله إلاّ اللّه ، گياه ايمان را در اراضى دل چنان [٩] مى روياند كه آب ، [١٠] نبات بستان را . و بر اهل صفا و اصحاب تقوا مخفى نيست كه حصول كمال ايمان ، موصل است به رحمت رحمان و عنايت حضرت منّان و سبب نجات بنده است از عذاب نيران و موجب فوز او به نعيم دار الامان و او نتيجه اجراى [١١] كلمه «لا إله إلاّ اللّه » است بر زبان با صدق و اخلاص جنان ؛ [١٢] چنانچه بيان آن كرده آمد . [١٣] پس بى شك كليد باب سعادت


[١] ف: قوّه استضاره .[٢] سوره اعراف ، آيه ١٨٥ .[٣] سوره فاطر ، آيه ١٠ .[٤] م: مشاهد .[٥] ف: ـ و .[٦] ف : ـ طيّبة .[٧] سوره ابراهيم ، آيه ٢٤ .[٨] ف: ـ كه .[٩] ف : در اراضى جنان .[١٠] م: آبى .[١١] م: اجزاى .[١٢] ف: ـ جنان .[١٣] ف: چنان بيان كرده اند .