هدية الخير

هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣٢٢

حق نگزارد آن كه حمد نگفت پروردگار را و چيزى كه [١] مثمر سعادت دو جهانى بود ، يقين [٢] كه اكمل و افضل بود و حضرت اميرالمؤمنين على ـ كرّم اللّه وجهه ـ [٣] در بعضى از خطب ، به جميع اين معانى ، اشعار مى نمايد ؛ چنانچه مى فرمايد: «الحمد للّه الذي جعل الحمد مفتاحا لذكره ، و سببا للمزيد من فضله ، و دليلاً على آلائه و عظمته» . [٤] اكنون چون اين معانى ، به وضوح [٥] پيوست ، بدان كه حضرت نبوى عليه السلا [٦] بدين كلمه اولى تنبيه مى فرمايد طالبان توحيد عيانى و راغبان لقاى ربّانى را كه وصول به درجه اصحاب توفيق و حصول مرتبه ارباب تحقيق ، به سپردن طريق نفى و اثبات ، ميسّر گردد ؛ چنان كه به نفى ، از غير حق مطلق ، اعراض نمايند و به اثبات ، نهال وحدت ذات بى همتاى را در اراضى عقيدت خويش ، منغرس گردانند ؛ چه مادام كه حصين نفى ، به اصل غيريّت نرسانند ، نفس را از شرّ شرك ، باز نرهانند [٧] .

نظم

تا نگردانى ز غير دوست روىدم ببند و هيچ از عشقش مگوى لاف عشقش آن زمان از تو نكوستكز دل خود دور سازى غير دوست و [٨] تا گلبن وحدت را [٩] به زلال اثبات ، تسقيه نفرمايند ، غليان تردّد و خلجان تزلزل را به مياه تحقيق ، تسكين ننمايند .

نظم

گر گلبن وحدتش به جان بنشانىو آن را ز زلال صدق [١٠] آب افشانى ديرى نشود كه چينى از وى گل وصلوز نخل مراد ، داد خود بستانى و نزد جميع اهل كشف و شهود ، تحصيل مراسم مقصود ، به وسيله اين ذكر


[١] ف: ـ كه .[٢] ف: يعنى .[٣] ف: عليه الصلاة والسّلام .[٤] نهج البلاغة ، ص ٢٢١ ، خطبه ١٥٧ .[٥] ف : ـ وضوح .[٦] م ف: صلى اللّه عليه وآله .[٧] ف: از شر ترك، نرهاند .[٨] ف: ـ و .[٩] ف: ـ را .[١٠] ف: به زلال وصل .