هدية الخير - بهاء الدوله سيد حسن نوربخش - الصفحة ٣١٨
على محمّدٍ و هو الحقُّ مِن ربّهم كفَّر عنهم سيّئاتِهم و أصلحَ بالَهم » [١] مؤكَّد و مؤيَّد [٢] است . پس بلاشبهه ، بجز اين طريق [٣] مسلوك داشتن و يا ديگرى را وسيله انگاشتن ، تخم وبال [٤] در اراضى مآل خود كاشتن و خاك در ديده بخت خود ، انباشتن است .
نظم
گمان مبر كه بجز پيروى حضرت اوبه منزلى برسى يا رهى برى به مراد كه ختم گشت بر او كار جلمه دين هانظام يافت از او هم معاش خلق و معاد اى سعادتمند! چون از مضمون ميمون حديث [٥] حضرت رسالت پناهى عليه السلا [٦] و كلام واجب الاكرام الهى عز و جل [٧] واضح گشت كه فوز به جميع سعادات و جمله كمالات ، در ايمان كامل مندرج و آن در متابعت آن حضرت ، مندمج است و شك نيست كه هرچند قواعد اتّباع ، محكم تر و بناى انقياد و اطاعت ، بر اصل تر ، روابط نيل اسباب مرادات اخروى و سلطنت مملكت معنوى ، ميسّر و [٨] مهيّاتر [٩] و صاحب آن ، به دولت قرب حضرت احديّت و عنايت بى نهايت جناب صمديّت ، نزديك تر و هرچند آن قواعد و بنا سست تر ، وسايط نيل ، كم تر و صاحب ، دورتر . پس به يقين ، گوى اين سعادت ، صادقانى ربوده اند كه به مقتضاى «وجاهِدوا في اللّه حق جهاده » [١٠] نفس امّاره را در ميدان غيرت ، پايمان رياضت ساخته اند و سر هوا را بر دار ادب كرده ، عساكر شهوات را به صولت جند محبّت ، شكسته ، چشم شيطان هوس را به تير توحيد ، دوخته ، خس و خاشاك اغراض را بر باد اعراض داده ، آيينه دل را به صيقل صدق زدوده ، روضه روح را به روايح رياحين ارادت و فوايح عبير متابعت ، مروّح گردانيده و دماغ جان را به عطر اطاعت ، معطّر كرده و ديده جنان را به
[١] سوره محمّد ، آيه ٢ .[٢] ف: مؤيد و موكّد.[٣] م: + ديگر .[٤] ف: + را .[٥] ف: ـ حديث .[٦] م ف: ـ عليه السلام .[٧] ف: ـ عزّ وجلّ .[٨] ف: ـ ميسّر و .[٩] ف: بر اصل تر .[١٠] سوره حج ، آيه ٧٨ .